شمارهٔ ۱۴۵ - مور و مار
هوش مصنوعی: در این شعر، مور به مار میگوید که ضعف و بیپناهی او سبب سقوطش به قهری است. او به مار یادآوری میکند که باید از خود دفاع کند و در برابر ظلم دیگران ایستادگی کند، چرا که زندگی بیکاره باعث خفت و ذلت میشود. مور خود به تلاش و کار سخت اشاره میکند و میگوید که با وجود همه دشواریها، او به دنبال هدفش است و به مشکلاتش شکایت نمیکند. او با طنز و تیزبینی به مار میآموزد که در زندگی، تنها تلاشی خالص و نیکو باقی میماند و نتیجه کارها در نهایت نیک یا بد خواهد بود. بنابراین، افراد باید به تلاش و سعی خود ادامه دهند و از وقت خود به درستی بهره ببرند.
با مور گفت مار، سحرگه بمرغزارکاز ضعف و بیخودی، تو چنین خردی و نزار
هوش مصنوعی: مار به مور گفت: صبح زود به مرتع برو. به خاطر همان ضعف و ناتوانیات، تو اینقدر بیخود و ضعیف هستی.
همچون تو، ناتوان نشنیدم بهیچ جاهر چند دیدهام چو تو جنبندگان هزار
هوش مصنوعی: هیچ موجودی را مانند تو ناتوان ندیدهام، هرچند که هزاران جنبنده مانند تو را دیدهام.
غافل چرا روی، که کشندت چو غافلانپشت از چه خم کنی، که نهندت به پشت بار
هوش مصنوعی: چرا غافل هستی و بر خود آگاه نیستی؟ نکنه که مانند دیگران به زمین بیفتی و به زانو درآیی. چرا به خودت فشار میآوری در حالی که ممکن است دیگران بر دوشت بار بگذارند؟
سر بر فراز، تا نزنندت بسر قفاتن نیکدار، تا ندهندت به تن فشار
هوش مصنوعی: سر خود را بالا نگهدار، تا کسانی نتوانند به تو آسیب بزنند. بدن خود را سالم نگهدار، تا به تو فشاری وارد نشود.
از خود مرو، ز دیدن هر دست زورمندجان عزیز، خیره بهر پا مکن نثار
هوش مصنوعی: از خودت دور نشو و به خاطر قدرت دیگران، جان عزیزت را بیهوده فدای پاها نکن.
کار بزرگ هستی خود را مگیر خردآگه چو زین شمار نهای، پند گوشدار
هوش مصنوعی: به خودت لجبازی نکن و از ارزش وجودیت کم نکن. اگر به خودت شک داری و نمیدانی چه جایگاهی داری، از نصیحتها استفاده کن و به آنها دقت کن.
از سست کاری، اینهمه سختی کشی و رنجبی موجبی کسی نشد، ایدوست، چون تو خوار
هوش مصنوعی: به خاطر بیتوجهی و سستیات، این همه مشکل و زحمت را تحمل کردی، اما هیچکس جز خودت، به این وضعیت اهمیت نمیدهد. تو در چشم دیگران بیارزش شدهای.
آن را که پای ظلم نهد بر سرت، بزنچالاک باش همچو من، اندر زمان کار
هوش مصنوعی: اگر کسی با ظلم و ستم بر تو فشار آورد، سریع و چابک عمل کن و از خودت دفاع کن، همانطور که من این کار را میکنم.
از خویشتن دفاع کن، ارزانکه زندهایاز من، ببین چگونه کند هر کسی فرار
هوش مصنوعی: از خودت محافظت کن، زیرا زندگی تو ارزشمند است. ببین چطور هر کسی از مسئولیتها و مشکلات فرار میکند.
ننگ است با دو چشم به چه سرنگون شدنمرگ است زندگانی بی قدر و اعتبار
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که زنده بودن بدون ارزش و اعتبار، مانند سقوط و بیارادگی است. زندگی بیحس انسجام و هدف، ننگین و ناپسند است.
من، جسم زورمند بسی سرد کردهامهرگز ندادهام به بداندیش زینهار
هوش مصنوعی: من بدنی قوی و نیرومند دارم ولی هرگز به بداندیشان اجازه ندادم تا از آن سوءاستفاده کنند و به خودم آسیب برسانند.
سرگشته چون تو، بر سر هر ره نگشتهامگاهی به سبزه خفتهام آسوده، گه به غار
هوش مصنوعی: من مانند تو سرگشته و سردرگم هستم و در مسیرهای مختلفی قدم گذاشتهام. گاهی اوقات در مکانهای سبز و دلانگیز استراحت کردهام، و گاهی هم به غارها پناه بردهام.
از بهر نیم دانه، تو عمری تلف کنیمن صبح موش صید کنم، شام سوسمار
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن یک چیز کوچک، تو عمرت را هدر میدهی؛ در حالی که من در صبح موش شکار میکنم و در شب سوسمار.
همواره در گذرگه خلقی، تو تیرهروزهر روز پایمالی و هر لحظه بیقرار
هوش مصنوعی: در میان مردم همیشه در حال گذر هستی، روزها به بدبختی دچار میشوی و هر لحظه آرام و قرار نداری.
خندید مور و گفت، چنین است رسم و راهاز رنج و سعی خویش، مرا نیست هیچ عار
هوش مصنوعی: مور با خنده گفت که این مسیر و روش زندگی اینگونه است و من از زحمت و تلاش خود هیچ شرمی ندارم.
آسوده آنکه در پی گنجی کشید رنجشاد آنکه چون منش، قدمی بود استوار
هوش مصنوعی: کسی که در جستجوی گنج و ثروت زحمتی میکشد، آرامش بیشتری دارد. خوشبخت کسی است که چون من، در قدمهایش ثبات و استواری دارد.
بیهش چه خوانیم، که ندیدست هیچ کسمانند مور، عاقبت اندیش و هوشیار
هوش مصنوعی: بیخبر چه کسی را وادار به خواندنش کنیم، در حالی که هیچ کس را مانند مور نمیبیند که آیندهنگر و باهوش باشد.
من، دانهای به لانه کشم با هزار سعیاز پا دراوفتم به ره اندر، هزار بار
هوش مصنوعی: من با تلاش بسیار دانهای را به لانه میبرم، اما در این مسیر بارها و بارها زمین میخورم.
از کار سخت خود نکنم هیچ شکوه، زانکناکرده کار، مینتوان زیست کامکار
هوش مصنوعی: من از کار سخت خود هیچ گلهای ندارم، زیرا بدون انجام کار نمیتوان زندگی خوشایندی داشت.
غافل توئی، که بد کنی و بیخبر رویدر رهگذار من نبود دام و گیر و دار
هوش مصنوعی: تو غافل هستی از اینکه بدی میکنی و در حالی که خبر نداری، در مسیر من هیچ دام و عسکری وجود ندارد.
من، تن بخاک میکشم و بار میبرماز مور، بیش ازین چه توان داشت انتظار
هوش مصنوعی: من خودم را به خاک میسپارم و از کوچکترین موجودات نیز بیشتر از این انتظار ندارم.
کوشم بزندگی و ننالم بگاه مرگزین زندگی و مرگ که بودست شرمسار
هوش مصنوعی: من تلاش میکنم که به زندگی ادامه دهم و در زمان مرگ شکایت نکنم. زیرا از این زندگی و مرگ شرمندهای وجود دارد که نمیدانم چگونه به آن پاسخ دهم.
جز سعی، نیست مورچگان را وظیفهایبا فکر سیر و خفتن خوش، مور را چه کار
هوش مصنوعی: جز تلاش، مورچگان هیچ وظیفهای ندارند. فکر خواب و آرامش برای مور نیست و باید در پی کار خود باشند.
شادم که نیست نیروی آزار کردنمدر زحمت است، آنکه تو هستیش در جوار
هوش مصنوعی: من خوشحالم که نمیتوانم به کسی آسیب برسانم و در عوض، بودن تو در کنارم، تمام زحمات و سختیها را برایم قابل تحمل کرده است.
جز بددلی و فکرت پستت، چه خصلتی استاز مردم زمانه، ترا کیست دوستدار
هوش مصنوعی: به جز ناامیدی و افکار منفیات، چه ویژگی مثبتی از مردم این زمانه داری که کسی به تو علاقهمند باشد؟
ایمن مشو ز فتنه، چو خود فتنه میکنیگر چیرهای تو، چیرهتر است از تو روزگار
هوش مصنوعی: به خودت اطمینان نکن که در آرامی هستی، چون اگر خودت باعث مشکلات باشی، حتی اگر بر دیگران تسلط پیدا کنی، زمان و شرایط همواره قویتر از تو خواهد بود.
افسونگر زمانه، ترا هم کند فسونصیاد چرخ پیر، ترا هم کند شکار
هوش مصنوعی: اگرچه در ابتدا ممکن است با جذابیت ها و فریبندگی های دنیا جذب شوی، اما گذر زمان و تجارب زندگی تو را هم در چنگال خودش میگیرند و ممکن است تو نیز به یکی از قربانیان زمان تبدیل شوی.
ای بیخبر، قبیلهٔ ما بس هنرورندهرگز نبودهاست هنرمند، خاکسار
هوش مصنوعی: ای شخص ناآگاه، قبیلهٔ ما افرادی با talent و مهارتهای فراوان دارد. هرگز در این جمع کسانی که هنرمند باشند، در عین حال تواضع و خاکساری را از دست ندادهاند، وجود نداشته است.
مورم، کسی مرا نکشد هیچگه بعمدماری تو، هر کجاست بکوبند مغز مار
هوش مصنوعی: من یک موری هستم و هیچکس به عمد مرا نمیکشد، اما اگر مار تو هر کجا هست، باید سرش را بکوبند.
با بد، به جز بدی نکند چرخ نیلگوناز خار، هیچ میوه نچیدند غیر خار
هوش مصنوعی: زندگی به کسی که بد باشد، جز بدی چیزی نمیدهد و از مشکلات و رنجها، هیچ ثمرهای جز درد و رنج حاصل نمیشود.
جز نام نیک و زشت، نماند ز کارهاجز نیکوئی مکن، که جهان نیست پایدار
هوش مصنوعی: تنها چیزی که از کارهای انسان باقی میماند، نام نیک و بد است. بنابراین، فقط کارهای نیک انجام بده، زیرا دنیا پایدار نیست و هیچ چیزی ثابت نمیماند.