شمارهٔ ۱۰۹ - کارآگاه
هوش مصنوعی: شعر درباره یک گربه پیر است که در آخرین روزهای زندگیاش به مشکلات و سختیهای زیادی دچار شده است. او در پی شکار میافتد و متوجه میشود که دیگر تواناییاش را برای شکار ندارد. پس از تحمل سختیها، گربه تصمیم میگیرد دوباره به کارهایش برگردد و از فکر و تدبیر خود استفاده کند تا بتواند از موشها شکار کند. او با اراده و همت دوباره تلاش میکند و در نهایت، با استفاده از تجربهاش، موفق میشود شکم گرسنهاش را سیر کند. این داستان به ما میآموزد که حتی در زمانههای دشوار، با تدبیر و اراده میتوان بر مشکلات غلبه کرد و به هدف رسید.
گربهٔ پیری، ز شکار اوفتادزار بنالید و نزار اوفتاد
هوش مصنوعی: گربهای که سن و سالی از او گذشته بود، به خاطر ناتوانی در شکار، حالش بد شد و نالید.
ناخنش از سنگ حوادث شکستدزد قضا و قدرش راه بست
هوش مصنوعی: ناخن او از سختیهای زندگی آسیب دید، و دزدی سرنوشت، فرصتهایش را محدود کرد.
از طمع و حمله و پیکار ماندکارگر از کار شد و کار ماند
هوش مصنوعی: به دلیل طمع و جنگ و درگیری، کارگر از کار بازماند و کارها همچنان ناتمام ماند.
کودک دهقان، بسرش کوفت مشتمطبخیش هیمه زد و سوخت پشت
هوش مصنوعی: کودک دهقان، با مشت خود بر روی ظرفی که در آشپزخانه بوده ضربه زد و باعث شد تا پشتش آتش بگیرد.
گربهٔ همسایه، دمش را گزیداز سگ بازار، جفاها کشید
هوش مصنوعی: گربهٔ همسایه به خاطر مشکلاتش و دردسرهایی که از سگ بازار متحمل شده، احساس ناراحتی و درد دارد.
بسکه دمی خاک و دمی آب ریختاز تنش، آن موی چو سنجاب ریخت
هوش مصنوعی: به دلیل اینکه مدام از بدنش خاک و آب میریزد، موی سرش همچون موی سنجاب به ریزش افتاده است.
تیره شد آن دیدهٔ آئینهوارگرسنه ماند، آن شکم بیقرار
هوش مصنوعی: چشمها که مانند آینه بودند، دیگر تار شد و آن شکم هم که همیشه در اضطراب بود، از خوراک بینصیب ماند.
از غم کشک و کره، خوناب خورددر عوض شیر، بسی آب خورد
هوش مصنوعی: به خاطر غم نداشتن کشک و کره، او به جای شیر، مقدار زیادی آب نوشید.
دوده نمیسود به گوش و به دمحمله نمیکرد به دیگ و به خم
هوش مصنوعی: دود به گوش و دم نمیرسید و به ظروف و کتری حمله نمیکرد.
حیله و تزویر، فراموش کردگربهٔ پیر فلکش، موش کرد
هوش مصنوعی: گربهٔ سالخورده دیگر نمیتواند درکارهای خود فریب و نیرنگ به کار ببرد و این موضوع باعث شد که موشها از دستش در امان باشند.
مایهٔ هستیش، ز تن رفته بودنیروی دندان و دهن رفته بود
هوش مصنوعی: نیروی زندگی او از جسمش رفته بود و قدرت دهان و دندانش هم از دست رفته بود.
گربه چو رنجور و گرفتار شدموش بد اندیش، در انبار شد
هوش مصنوعی: وقتی گربه بیمار و ضعیف میشود، موش بداندیش به انبار میرود.
در همه جا خفت و به هر سو نشستبند ز هر کیسه و انبان گسست
هوش مصنوعی: در همه جا نارضایتی وجود دارد و در هر طرف مشکلاتی در حال ظهور است، به طوری که هر مالی و ثروتی از دست رفته و از بین رفته است.
گربه چو دید آن ره و رسم تباهپای کشان، کرد به انبار راه
هوش مصنوعی: گربه وقتی متوجه شد که راه و روش نابود شده است، با احتیاط و پا آرام به سمت انبار رفت.
گفت بخود، کاین چه در افتادنستتا رمقی در دل و جان در تن است
هوش مصنوعی: شخص به خود گفت: این چه نوع شورش و درگیری است که تا وقتی که هنوز کمی نیرویی در دل و جانم و در بدنم وجود دارد، ادامه دارد.
زندهام و موش نترسد ز من!مردهام از کاهلی خویشتن
هوش مصنوعی: من زندهام و هیچ چیزی از من نمیترسد، اما به خاطر تنبلی خودم، احساس مردگی میکنم.
گرچه نمیآیدم از دست، کارآگهم از کارگه روزگار
هوش مصنوعی: با وجود اینکه نتوانستم از دست خودم بیرون بیایم، ولی میدانم که چه بر سرم خواهد آمد و اوضاع به چه شکل پیش خواهد رفت.
گرچه مرا نیروی پیکار نیستموش از این قصه، خبردار نیست
هوش مصنوعی: هرچند من توانایی جنگ و مبارزه ندارم، اما موش از این داستان بیخبر است.
به که از امروز شوم کاردانتا که به کاری بردم آسمان
هوش مصنوعی: از امروز تصمیم دارم که دانا و توانمند شوم تا بتوانم به کارهای بزرگ و بلندی دست بزنم.
گر که ببینم سوی موشان بخشمجمله بیندند ز اندیشه چشم
هوش مصنوعی: اگر بینم که به سمت موشها میروم، همه به خاطر فکر چشمهایم متوجه خواهند شد.
زخم زنم، گرچه بفرسوده چنگحمله کنم، گرچه بود عرصه تنگ
هوش مصنوعی: اگرچه زخم میزنم و چنگم ضعیف شده، اما همچنان حمله میکنم، هرچند که فضا محدود باشد.
گربه چو آن همت و تدبیر کردآن شکم گرسنه را سیر کرد
هوش مصنوعی: گربه با تلاش و تدبیر خود، توانست شکم گرسنهاش را سیر کند.
بر زنخ از حیله بیفکند بادموش بترسید و ز ترس ایستاد
هوش مصنوعی: باد مو بافت و به زنخ میخورد، موش از ترس جا خورد و بیحرکت ماند.
جست و خراشید زمین را بدستموش بلرزید و همانجا نشست
هوش مصنوعی: موش زمین را جستجو کرد و خراشید، سپس به خود لرزید و همانجا ماند.
موشک چندی، چو بدینسان گرفترنج ز تن، درد ز دندان گرفت
هوش مصنوعی: موش از دست انسانها به زحمت افتاده و به خاطر درد و رنجی که به آن وارد میشود، از خود بیتابی نشان میدهد و مورد آزار بیشتری قرار میگیرد.
تا نرود قوت بازوی تونشکند ایام، ترازوی تو
هوش مصنوعی: اگر قوت و توانایی تو بر اثر گذر زمان کاهش نیابد، هیچ مشکلی نمیتواند تو را شکسته و محدود کند.
تا نربودند ز دستت عنانجان ز تو خواهد هنر و جسم نان
هوش مصنوعی: تا زمانی که جانت از دستت نگرفته شده، هنر و جسم تو به دنبال نان و روزی خواهند بود.
روی متاب از ره تدبیر و رایتا شودت پیر خرد، رهنمای
هوش مصنوعی: از مسیر تدبیر و عقل دور نشو، تا اینکه خرد تو را به درستی راهنمایی کند و به پختگی برساند.
بر همه کاری، فلک افزار دادپشت قوی کرد، سپس بار داد
هوش مصنوعی: آسمان به همه کارها وسیلهٔ انجام آنها را فراهم کرد و پشت مردم را قوی ساخت و سپس آنها را با بار مسئولیت سنگین کرد.
هر که درین راه رود سر گرانپیشتر افتند ازو دیگران
هوش مصنوعی: هر کسی که در این مسیر قدم بگذارد، کسانی که بار سنگینتری دارند، زودتر از دیگران به هدف میرسند.
تا گهری در صدف کار بودگوهری وقت، خریدار بود
هوش مصنوعی: هر زمانی که چیز با ارزشی در دل صدفی پیدا میشود، برای خرید آن همیشه مشتری وجود دارد.