شمارهٔ ۱۰۴ - فریب آشتی
هوش مصنوعی: در این شعر، موش و گربه به گفتگو نشستهاند. گربه میگوید که باید به خاطر حرص و آز دشمنی و نزاع را کنار بگذارند و به صلح و صفا بپردازند. او از موش میخواهد که به مساجد بروند و نماز بخوانند، اما موش به ذهنیت و نیت گربه شک دارد و میداند که او در واقع به دنبال فریب است. موش به گربه میفهماند که از او هیچ نشانهای از حسن نیت ندیده و تجربه بدی از او داشته است. همچنین موش میگوید که در گذشته به دلیل نیرنگهای گربه، آسیبهای زیادی را تحمل کردهاند و دیگر نمیخواهند به دامن فریب گربه بیفتند. در نهایت، موش استدلال میکند که ادامه این رابطه به نفع او نیست و تمایلی به پذیرش فریبگربه ندارد.
ز حیله، بر در موشی نشست گربه و گفتکه چند دشمنی از بهر حرص و آز کنیم
هوش مصنوعی: گربه به نیت فریب، در کنار موش نشسته و میگوید که چرا برای کسب مال و ثروت با یکدیگر دشمنی کنیم.
بیا که رایت صلح و صفا برافرازیمبراه سعی و عمل، فکر برگ و ساز کنیم
هوش مصنوعی: بیایید پرچم صلح و دوستی را برافرازیم و با تلاش و کوشش، ایدهها و آثار سازندهای به وجود آوریم.
بیا که حرص دل و آز دیده را بکشیموجود، فارغ از اندیشه و نیاز کنیم
هوش مصنوعی: بیا تا به خواستهها و آرزوهای بیپایهامان اهتمام نکنیم و از آنچه به آن نیاز داریم، آزاد شویم.
بسی بخانه نشستیم و دامن آلودیمبیا رویم سوی مسجد و نماز کنیم
هوش مصنوعی: ما مدت زیادی در خانه ماندهایم و به کارهای نادرست پرداختهایم. بیایید به سمت مسجد برویم و نماز بخوانیم.
بگفت، کارشناسان بما بسی خندنداگر که گوش به پند تو حیلهساز کنیم
هوش مصنوعی: اگر به سخنان تو که ترفندهای خاصی در آن هست گوش دهیم، کارشناسان به ما خواهند خندید.
ز توشهای که تو تعیین کنی، چه بهره بریمبخلوتی که تو شاهد شوی، چه راز کنیم
هوش مصنوعی: از آنچه که تو فراهم میکنی، ما چه بهرهای خواهیم برد؟ در خلوتی که تو حاضر باشی، چه اسراری را به میان خواهیم آورد؟
رعایت از تو ندیدیم، تا شویم ایمننوازشی نشنیدیم، تا که ناز کنیم
هوش مصنوعی: ما از تو هیچ توجهی مشاهده نکردیم، تا اینکه احساس امنیت کنیم. هیچ ناز و نوازشی از تو دریافت نکردیم، تا وقتی که خود را ناز کنیم.
خود، آگهی که چه کردی بما، دگر مپسندکه ما اشارهها بدان زخم جانگداز کنیم
هوش مصنوعی: خودت میدانی که چه بر سر ما آوردی، دیگر نپسند که ما برای درد دلهایمان به اشارهها و کنایهها بپردازیم.
بلای راه تو بس دیدهایم، به که دگرنه قصهای ز نشیب و نه از فراز کنیم
هوش مصنوعی: ما سختیها و مشکلات مسیر تو را به خوبی تجربه کردهایم، بهتر است دیگر نه از افت و خیزهایی که داشتهایم، سخنی به میان بیاوریم.
دگر بکار نیاید گلیم کوته مااگر که پای، ازین بیشتر دراز کنیم
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم از این موقعیت فراتر برویم و تلاش بیشتری کنیم، دیگر هیچ فایدهای ندارد که پای خود را از حد معمول دراز کنیم.
خلاف معرفت و عقل، ره چرا سپریمبروی دشمن خود، در چگونه باز کنیم
هوش مصنوعی: چرا باید به دشمن خود راه بدهیم در حالی که این کار برخلاف آگاهی و عقل ماست؟ چگونه میتوانیم در برابر او باز شویم؟
حدیث روشن ظلم شما و ذلت ماحقیقت است، چرا صحبت از مجاز کنیم
هوش مصنوعی: واقعیت این است که ظلم شما و سرنوشتی که برای ما رقم زدهاید، کاملاً واضح و روشن است. چرا باید به شیواییهای بیمورد بپردازیم؟