شمارهٔ ۳۲ - بی پدر
هوش مصنوعی: این شعر درباره دختری است که به سر خاک پدرش آمده و احساس تنهایی و غم عمیقی دارد. او از بیپدری و مشکلات زندگی و رنجهای ناشی از فقر سخن میگوید. همچنین به یادآوری دردناک از وضعیت پدرش اشاره دارد که به علت بیماری جان سپرده و اشاره میکند که در اطرافش درمانگری وجود ندارد. او از دیگران طلب کمک کرده اما با بیتوجهی مواجه شده است. در نهایت، او به زندگی سخت و بیرحم انسانها و کسب مال و ثروت که حقیقی و معنوی نیست، اشاره میکند و از دنیا و رفتارهای مردم افسوس میخورد.
به سر خاک پدر، دخترکیصورت و سینه به ناخن میخست
هوش مصنوعی: در کنار مزار پدر، دختری صورت و سینهاش را با ناخن میخراشید.
که نه پیوند و نه مادر دارمکاش روحم به پدر میپیوست
هوش مصنوعی: من نه خانوادهای دارم و نه مادری که به آنها تعلق داشته باشم، ای کاش روح من به پدرم ملحق میشد.
گریهام بهر پدر نیست که اومرد و از رنج تهیدستی رست
هوش مصنوعی: من به خاطر پدرم نمیگریم که او از دنیا رفته و دیگر از رنج فقر و سختی خلاص شده است.
زان کنم گریه که اندر یم بختدام بر هر طرف انداخت گسست
هوش مصنوعی: از آنجا که بخت بد من را در دریا گرفتار کرده و در هر سو دامها را پهن کردهاند، به همین دلیل اشک میریزم.
شصت سال آفت این دریا دیدهیچ ماهیش نیفتاد به شست
هوش مصنوعی: در مدت شصت سال، این دریا آسیبهای زیادی را تجربه کرد، اما هیچ ماهیای به دست کسی نیفتاد.
پدرم مرد ز بی داروئیوندرین کوی، سه داروگر هست
هوش مصنوعی: پدرم به خاطر نبود دارو از دنیا رفت و در این کوچه، سه پزشک وجود دارد.
دل مسکینم از این غم بگداختکه طبیبیش ببالین ننشست
هوش مصنوعی: دل نزار و بیچارهام از شدت غم به شدت میسوزد، چرا که درمانگری برای تسکین دردهایم نیامده است.
سوی همسایه پی نان رفتمتا مرا دید، در خانه ببست
هوش مصنوعی: به همسایهام سر زدم تا کمی نان بگیرم، اما وقتی مرا دید، در خانهاش را بست و نیاورد.
همه دیدند که افتاده ز پایلیک روزی نگرفتندش دست
هوش مصنوعی: همه شاهد بودند که او به زمین افتاده است، اما روزی هیچکس دستش را نگرفت.
آب دادم به پدر چون نان خواستدیشب از دیدهٔ من آتش جست
هوش مصنوعی: من شب گذشته برای پدرم آب بردم چون از من نان خواسته بود، و در چشمانم شعلهای از اشک سوخت.
هم قبا داشت ثریا، هم کفشدل من بود که ایام شکست
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به این موضوع اشاره میکند که ثریا (که نماد ستارهای در آسمان است) با لباسش و زیباییاش همنشینی داشت، اما در عین حال دل او نیز در این موضوع دچار درد و شکست شده است. این تصویر به نوعی تضاد بین زیباییهای آسمانی و دلتنگیهای زمینی را به نمایش میگذارد.
این همه بخل چرا کرد، مگرمن چه میخواستم از گیتی پست
هوش مصنوعی: چرا این همه درباره بخل و خودداری کردند، مگر من چه چیزی از این دنیای پست و ناچیز میخواستم؟
سیم و زر بود، خدائی گر بودآه از این آدمی دیوپرست
هوش مصنوعی: اگر طلا و نقره خدایی داشتند، به راستی آهی بر این انسان دیوپرست باید کشید.