شمارهٔ ۳۰
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف جلوهگری آفتاب و زیبایی معشوق میپردازد. شاعر از پردهنشینی و حجاب معشوق سخن میگوید که در عین حال که از چشمها پنهان است، زیبایی او آشکار و بینظیر است. او در بزم میخواران میبیند که معشوق هم ساقی و هم شراب است. شعر به مفاهیم عشق، مستی، و ناگفتنیها اشاره دارد و بر این نکته تأکید میکند که وجود معشوق بدیع و پرنور است، در حالی که جهانی که انسانها در آن زندگی میکنند همچون سراب است. شاعر از خداوندی میخواهد که او را با شراب عشق مست کند تا از رازهای ناگفتنی بگوید.
پیوسته مرا ز غم تب و تابای مایهٔ خوشدلی تو دریاب
هوش مصنوعی: از غم و اندوه همیشه ناآرام و بیتابم، ای منبع شادی و خوشحالیام، به کمکم بیا.
می دهد که حیات این جهان هستمانند حباب بر سر آب
هوش مصنوعی: زندگی در این دنیا همانند یک حبابی است که بر روی آب تشکیل میشود و زودگذر است.
پا از سر و سر ز پا ندانماز دست تو چون کشم می ناب
هوش مصنوعی: نمیدانم که از کجا شروع کنم و چطور به تو نزدیک شوم؛ اما مطمئن هستم که وقتی دست تو را بگیریم، به چیزهای ارزشمند دست خواهیم یافت.
شب تا به سحر چو چشم انجماز دیدهٔ ما ربوده ای خواب
هوش مصنوعی: شب تا سحر، ستارهها از چشمان ما خواب را ربودهاند.
ما و تو همیشه سرگرانیمتو از می ناب و ما ز خوناب
هوش مصنوعی: ما و تو همیشه در حال شادی و خوشحالی هستیم، تو به خاطر شراب ناب و ما به خاطر زهرها و مشکلات زندگی.
ما زمرهٔ عاشقان نداریممرگی بجز از فراق احباب
هوش مصنوعی: ما در جمع عاشقان، جز جدایی از دوستانمان مرگی نداریم.
اَفسُرده دلان خالی از عشقمَن عاشَ وَ ما عاشِقُ قَد خاب
هوش مصنوعی: دلهای غمگین و افسرده، از عشق بیبهرهاند. من عاشق شدهام و دیگر عاشق نیستم، به خواب رفتهام.
جسمی نَحِلُ و عظمی اَنحَلظَهری قَوس وَ فُودی شاب
هوش مصنوعی: بدن من لاغر و ضعیف است، قامت من خمیده و کمرم تاب دارد، و دندانهایم زرد شدهاند.
لَحمی عَصبی دَمی وَ عِرقیمِن حَرقَة فِرقَةِ الحمی ذاب
هوش مصنوعی: تن من از گوشت و خون و عصب تشکیل شده و رگهایم به خاطر داغی و شدت حرارت عشق ذوب شدهاند.
بشگفت بهار و در چنین فصلاِن تَلَمحَ مَن یَملَح قَد طاب
هوش مصنوعی: بهار زیبا و دلپذیر است و در این فصل، اگر کسی را به چشمانش نگاه کنی، متوجه خواهی شد که چقدر جذاب و دلنشین است.
وقت گُل و توبه از می اسرارمَن طاب مِن الشّرابِ ما تاب
هوش مصنوعی: در زمان شکوفایی و زیبایی، میخواهم از گناه خود توبه کنم، زیرا از شراب لذت نبردم و نتوانستم به حالت خوشی برسم.