شمارهٔ ۲۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم و تب و تاب خود سخن میگوید و به معشوقش که مایه خوشدلیاش است، اشاره میکند. او میگوید که زندگی در این دنیا به مانند حبابی بر روی آب است و از دست معشوق به شدت دلشکسته است. شاعر شب را به صبح میرساند و میگوید که خواب از چشمانش ربوده شده است. همچنین، او و معشوقش همیشه در حال سرگشتگی هستند و از می ناب و خوناب صحبت میکند، به این معنا که عشق و فراق از معشوق، آنها را به شدت افسرده کرده است. شاعر همچنین به تناقضاتی در زندگی اشاره کرده و در نهایت به بهار و فصل گل اشاره میکند، در حالی که همچنان مشکلآفرینی و غم در دل دارد.
ای ماه جبین سیم غبغبوی سیم ذقن بت شکر لب
هوش مصنوعی: ای دختر زیبا با چهرهای چون ماه و غبغب نازک، تو همچون بتهایی با لبهای شیرین هستی.
بی ماه رخت شبان تیرهکارم همه دم فغان و یارب
هوش مصنوعی: در غیاب زیبایی تو، شبهای تار من پر از ناله و آه است. هر لحظه از درد دوریات فریاد برمیآورم و از خداوند مدد میطلبم.
لبریز شراب ناب جامتوز خون جگر دلم لبالب
هوش مصنوعی: جامت پر از شراب خالص است و دل من از درد و غم به حدی پر شده که overflowing شده است.
بتوان دو سه گام رنجه کردنبالین مریض خویش یکشب
هوش مصنوعی: میتوان برای راحتی و آرامش بیمار خود، حتی اگر شده فقط یک شب، چند قدمی زحمت کشید.
ای اختر حسن چهره بنمایتا آنکه شوم خجسته کوکب
هوش مصنوعی: ای ستاره زیبای چهره، خود را نشان بده تا من هم شاداب و خوشبخت شوم.
می نوشی و عشق کار اسرارای کاش نگردد او ز مذهب
هوش مصنوعی: مینوشی و عشق کار رازهاست، ای کاش او از دین و مذهب دور نماند.