شمارهٔ ۸۶
هوش مصنوعی: این شعر خاطرنشان میکند که نگاه سیاه و مرموزی به دل یک مسلمان آسیب زده و او را دچار ویرانی کرده است. شاعر به زیباییهای چشمان محبوب و تأثیر آن بر دل و عقل انسان میپردازد و از درد غم جدایی و عشق سخن میگوید. با اشاره به زخمهای عشق و زیباییهای محبوب، شاعر ابراز میکند که زیباییهای او مانند گیسوانش به دل و جانش آسیب میزند. در نهایت، او به یادآوری پیمانهای شکسته و دردهای ناشی از جدایی و اشکهای شبانه میپردازد.
بمن گر یک نظر آن ماه زیبا منظر اندازدبه پای انداز نظاره تن زارم سراندازد
هوش مصنوعی: اگر آن ماه زیبا یک نگاه به من بیندازد، تمام درد و رنجهای جسمیام را فراموش میکنم و تمام غمهایم را رها میکنم.
صبا آمد عبیر افشان تو گوئی آتشین رویمززلف عنبرینش عودی اندر مجمر اندازد
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی با خود بوی خوشی را به همراه آورده است، گویی که آتش در چهرهام شعلهور شده و از زلفهای خوشبو و عطرین تو، دودی در آتشدان میافکند.
ندانم تا بکی گردون خلاف طبع ما گرددخدا این چرخ کج رفتار از گردش دراندازد
هوش مصنوعی: نمیدانم تا کی آسمان بر خلاف میل و خواسته ما است و خداوند این چرخ دروغین را از حرکت باز خواهد داشت.
بلندی چون دهند اجرام علوی از حضیض او راکز اوج التفاتش چشم لطف دلبر اندازد
هوش مصنوعی: بلندی و عظمت آسمانها به اندازهای است که از پایینترین نقطه او، چشمان مهربان معشوق به او توجه میکند.
نه کام از گردش گردون نه رامم گردش چشمیچه شد ساقی که باری گردشی در ساغر اندازد
هوش مصنوعی: من نه از چرخش دنیا خوشحالم و نه تحت تأثیر نگاه کسی قرار دارم. چه شد که ای ساقی، ای کاش یک بار نگاهی به من بیاندازی و نگاهی به جام من بیندازی؟
چو ما را آتشین رویت گلستان ارم باشدخلیل آسا دلم خود را بروی آذر اندازد
هوش مصنوعی: وقتی که چهره آتشین تو همچون گلستان ارم باشد، دل من مانند خلیل، خود را به آتش عشق تو میسپارد.
دهد جانرا بباد اسرار اگر باد سحرگاهیز روی شاهد اسرار آن برقع براندازد
هوش مصنوعی: اگر صبحگاهان نسیم دلانگیزی رازها را فاش کند و پردهی زیبایی را کنار بزند، جان عاشق به آرامش میرسد.