شمارهٔ ۱۳۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به سرسبزی بهار و زیباییهای آن اشاره میکند و تصمیم میگیرد که به دل چمن برود. او با عشق و زیبایی محبوبش، که چهرهاش همچون گلهاست، نسبت به دیگر زیباییها بیتوجهی میکند. شاعر در دوزخ عشق او به سر میبرد و میخواهد از احساسات و محبتش به او سخن بگوید. او آماده است تا همه چیز را برای محبوبش فدای کند و در نهایت، میخواهد به اسرار درونی خود پی ببرد.
علی صدغ لیلی تهب النسیماز این غصه دل اوفتاده دو نیم
هوش مصنوعی: علی صدغ لیلی در میان نسیم سرد، از این درد و غصه دلش به دو نیم تقسیم شده است.
هر آنکس که چشم ترا دید و گفتالا ان هذا لسحر عظیم
هوش مصنوعی: هر کسی که چشمان تو را مشاهده کرد و گفت که این واقعا جادوئی بزرگ است.
رقیبش بما بر سر خشم بودقنا ربنا ذالعذاب الالیم
هوش مصنوعی: رقیبش از شدت خشم به ما نزدیک شده بود و ما از خداوند درخواست داریم که ما را از عذاب دردناک محفوظ بدارد.
بهاران شد و میدمد گل ز شاخفدعنی و کاساً رحیقاً ندیم
هوش مصنوعی: بهار فرا رسیده و گلها از شاخهها خارج میشوند و نوشیدنیای گوارا در دست دوستان در حال ریختن است.
چو مردم بخاکم فشانید میلیحیی المرام العظام الرمیم
هوش مصنوعی: وقتی که مردم به خاکم بسپارند، میخواهم که یاد و نام من همچون آب حیات برای او (یا دیگران) باقی بماند.
فتاده است اسرار شورم بسربذکری لسملی و عهد قدیم
هوش مصنوعی: در این بیت، بیانگر احساس عمیق و رازهایی است که شاعر به خاطر شور و شوق خود در دل دارد. او به یاد عهدی قدیم و یادگاری از یک ذکر خیر و محبت میافتد. این احساسات و خاطرات به او الهام میبخشند و او را در دنیایی از احساسات غرق میکنند.