شمارهٔ ۱۴۷
هوش مصنوعی: این شعر به مدح و ستایش مقام و شخصیت پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص)، پرداخته است. شاعر او را بهترین سلاله آدم و برترین فرد از نسل حوا معرفی میکند. او را خاتم انبیاء میداند و به زیبایی و اهمیت وجود او در عالم هستی اشاره میکند. همچنین، علم و دانش او را بینهایت و ارزشمند توصیف کرده و میگوید که آثار و کلام او همچون عسل شیرین و دلنشین است. در نهایت، شاعر از عشق و ارادت خود به ایشان و اهل بیت (ع) سخن میگوید و خواستار درود بر آنهاست.
ای رخت برگ گل سور و لبان نیز چنانسخنت آب حیاتست و دهان نیز چنان
هوش مصنوعی: ای زیبایی تو همچون گل سرخ و لبانت نیز مانند آن است. سخنان تو مانند آب حیات بوده و دهانت نیز به همین اندازه جذاب است.
نیست ریحان چوخطت نافهٔ چین نیز چنینسرو نبود چو قدت نخل جنان نیز چنان
هوش مصنوعی: ریحان مانند موهای تو نیست و سرو هم مانند قامت تو نیست. همچنین نخل بهشتی هم به زیبایی تو نمیرسد.
سرکه پامال تو ای سروروان گشت چه غمسر نثار قدمت نقد روان نیز چنان
هوش مصنوعی: ای سرور، سرکه زیر پاهای تو قربانی شده است. چه غمی از این بابت که جانم نیز در راه قدمهای تو فدا خواهد شد.
گرچه فحش است بکاغذ دوسه حرفی بنویسکه چو شهد است بیان تو بَنان نیز چنان
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است کلام تو تند و صریح باشد، اما تلاش کن که با دو یا سه واژه ساده و زیبا آن را بنویسی که بیان تو همچون عسل شیرین و دلنشین باشد.
غیر محرم به حریم تو و من محروممبا من اینطور روا نیست به آن نیز چنان
هوش مصنوعی: غیر از کسانی که به ما ارتباطی ندارند، به حریم تو وارد نمیشوند و من نیز از رسیدن به آن محرومم. این رفتار با من نادرست است و با او هم نباید چنین باشد.
بکمین تا بکمان ناوک کین است ترادل خونین هدف تیر تو جان نیز چنان
هوش مصنوعی: در پنهانی منتظر باش تا تیر انتقام به سوی تو پرتاب شود. دل تو به خاطر این تیر درد و آسیب میبیند، و جان تو نیز به همین شکل است.
روزها دیده براه و همه شب ناله و آهروز اسرار چنین است و شبان نیز چنان
هوش مصنوعی: روزها به راه میروید و شبها به ناله و آه میگذرد. رازهای روز اینگونه است و شبها نیز به همین منوال ادامه دارد.