شمارهٔ ۱۵۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و دلربایی یک معشوق 14 ساله است که شاعر او را به ماه 14 شب تشبیه کرده است. شاعر به زیباییهای ظاهری و روحانی او اشاره میکند و از تأثیر زیباییاش بر خود و طبیعت صحبت میکند. او از عشق و شوقش برای معشوق میگوید و تأکید دارد که عشقش عمیق و واقعی است. در نهایت، شاعر به زیبایی معشوق و تاثیر آن بر او و محیطش میپردازد و زیبایی و لطافت او را با عناصر طبیعی مقایسه میکند.
قد کاد شمسی تخفی شعاعهیا صحبت نوحوا حیوو داعه
هوش مصنوعی: خورشید نزدیک است که پرتوهایش کمنور شود یا صحبتهای نوحی مانند دعا و شفاعت باشد.
گر داری ای شاه عزم هلاکماین تیغ و این سر سمعاً و طاعه
هوش مصنوعی: ای شاه، اگر قصد نابودی من را داری، این شمشیر و این سر را با گوش سپردن و اطاعت بپذیر.
تا کی نمایی خصمی به عشاقدعنا و سلمی یا دهر ساعه
هوش مصنوعی: چقدر باید در عشق و عاشقی با مشکلات و چالشها دست و پنجه نرم کنم، ای زمانه!
یا لیت فاها بالقول فاهتکی اذهقت عن ذوقی البساعه
هوش مصنوعی: ای کاش لبهایم با کلامی دلنشین پر میشدند تا این حس شادابی و طراوت را از من نگیرد.
الطرف یغلی والخف یرمیهل من شفاه منها الشفاعه
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگر طرف مقابل در حال خشم و عصبانیت باشد و به سراغ کسی بیفتد، آیا کسی هست که بتواند از او حمایت کند و او را آرام کند؟
ناصح مده پند ما را ز عشقشلسنا نبالی فیها الشناعه
هوش مصنوعی: عزیز من، نصیحت نکن و از عشق او برای ما سخن مگو، زیرا ما به عیبهای آن اهمیتی نمیدهیم.
نوگل بگلزار کو عندلیبییوسف به بازار این البضاعه
هوش مصنوعی: نوگل در گلزار، گلی است که به همراه معشوقش، یوسف، به بازار عرضه میشود.
کشتیم تخمی گشتیم نومیدیوماً حصدنا نعم الزراعه
هوش مصنوعی: ما یک دانه کاشتیم و روزی ناامید شدیم، اما سپس از آن برداشتهای خوبی داشتیم.
زین خوان نعما خون دلت بسطوبی لحاس کاس القناعه
هوش مصنوعی: از این سفرهی نعمت، خون دل تو، و خوشا به حال کسانی که قناعت را میچشند.
بر بند اسرار از این جهان بارتباً لمن صار یشری متاعه
هوش مصنوعی: این دنیا پر از راز و رمز است و هر کسی که به دنبال دنیای مادی و کالاها باشد، در واقع خود را به زحمت میاندازد.