شمارهٔ ۱۵۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره میکند و او را با واژههای دلنشین توصیف میکند. محبوبی که چهرهاش مانند لعل و لبهایش چون شکر است و زلفش به مانند یاسمین و سمن میباشد. شاعر از تأثیر و نفوذ او در دلها و جامعه سخن میگوید و اینکه این زیباییهای او باعث آشفتگی و شور در دلها و زندگی مردم شده است. همچنین اشاره میکند که هیچ کسی مانند او از مادر متولد نشده و او همچون آفتاب درخشانی است که سرو را تحت الشعاع قرار میدهد. در نهایت، شاعر به شوق دیدار و شناخت بیشتر از زیباییهای او و اسرار وجودش اشاره میکند.
چو ماه چارده دارم نگاری چاردهسالهدمیده بر عذارش خط چو بر گرد قمر هاله
هوش مصنوعی: من به مانند یک ماه کامل، دخترکی زیبای چهارساله دارم که بر زیباییاش با خطی دلربا و شگفتانگیز، همچون هالهای که دور قمر میچرخد، جلوهگری میکند.
عرق بنشسته بر روی تو یا بر برگ گل شبنمحباب است این به روی جام می یا بر سمن ژاله
هوش مصنوعی: قطرههای عرق که بر روی تو نشسته یا شبنم روی گل، مانند حبابهایی هستند که روی جام شراب یا بر روی سمنو در حال چکیدناند.
به کلگشت چمن بخرام و در طرف گلستان بینبه گل از قامتت سرو و خجل از عارضت لاله
هوش مصنوعی: به گوشهی چمن برو و در باغ گلها نگاه کن. ببین که گلها چقدر از زیبایی قامت تو میبالند و از زیبایی چهرهات، لالهها شرمندهاند.
ترا ساغر به لب در بزم غیر و گوش بر مطربمرا از خون دل باشد شراب و مطرب از ناله
هوش مصنوعی: در میهمانی دیگران، تو در حال نوشیدن هستی و به موسیقی گوش میکنی، اما آنچه من دارم شراب خون دل است و موسیقیام از نالههای من ناشی میشود.
کنار جویبارِ دیدهام بنشین تفرج کنو ماء القلب من عینی علی الخدین سیاله
هوش مصنوعی: کنار نهر چشمانم بنشین و لحظهای خوش بگذران، چرا که اشکهای قلب من بر دو گونهام سرازیر شده است.
از آن یکتا هویدا گشت بیحد عکسها آریبه دید آید ز نقطه دایره چون گشت جواله
هوش مصنوعی: از بین تمامی اشیاء و موجودات، یک حقیقت بینظیر و روشن نمایان شده است. وقتی به این حقیقت نگاه میشود، از نقطهای کوچک و محدود، دایرهای وسیع و گسترده شکل میگیرد.
شکرها ریخت در وصف رخت اسرار از خامهکه جا دارد برند قند از خراسان سوی بنگاله
هوش مصنوعی: همه جا از زیبایی تو سخن میگویند و رازهایی از دلانگیزی تو نوشته شده است، به حدی که باید قندهای خراسان را به بنگاله بفرستند.