شمارهٔ ۲۸
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و احساسات خود صحبت میکند. او بیان میکند که برای نگهداشتن عشقش آماده است هرگونه خطر و چالش را بپذیرد و دلش را برای رسیدن به محبوبش سپر کند. او به زیبایی ابروهای محبوبش فکر میکند و از خود میپرسد که آیا به خاطر عشق، دیوانه خواهد شد یا دست از عشق برخواهد داشت. با وجود مسیری طولانی و خطرناک، قصد دارد با شور و شوق به سمت معشوق برود. او همچنین به این اشاره میکند که برای رسیدن به محبوبش حاضراست رقبایش را از مسیر دور کند و برای درک عطر محبوبش به میکده سر بزند. در نهایت، او از عشق خود به محبوبش میگوید و تأکید میکند که هیچ ضرری از این بابت متوجهاش نخواهد بود.
پیش تیر نگهش سینه سپر خواهم کردبهر ابروی کجش فکر دگر خواهم کرد
هوش مصنوعی: من برای محافظت از خودم در برابر نیش زبان و نگاه او، سینهام را سپر خواهم کرد و برای ابروی کج و خاص او، در افکارم تغییراتی ایجاد میکنم.
نکند گر نظری بر دل سودازدهامملک دل را ز غمش زیر و زبر خواهم کرد
هوش مصنوعی: نگذار دل غمزدهام را از نگاه تو بیخبر بماند، زیرا در این صورت، آمادگی دارم که همه چیز را به هم بریزم و دلی پر از ناراحتی را دچار تغییرات کنم.
یا که دیوانه صفت گیرم از آن دلبر کامیا که از عشق و جنون صرف نظر خواهم کرد
هوش مصنوعی: من یا به خاطر عشق و زیبایی آن معشوق به دیوانگی و جنون دچار میشوم، یا اینکه از این احساسات رها میشوم و به آنها فکر نمیکنم.
گرچه ره دور و در این راه خطر بسیار استبه سویش با سر پرشور سفر خواهم کرد
هوش مصنوعی: با وجود اینکه مسیر طولانی و پرخطر است، اما با شور و اشتیاق به سمت او سفر خواهم کرد.
گر بخواهد که به کویش برسد پای رقیبره بر او بسته و ایجاد خطر خواهم کرد
هوش مصنوعی: اگر بخواهد به محبوبش برسد، مانع حریف میشوم و خطراتی برای او به وجود میآورم.
تا که گهگاه شوم بهرهور از بوی عُقاربر در میکده گهگاه گذر خواهم کرد
عقار: می، شراب.
میدهم جان به تمنای وصالش وحدتهان مپندار در این باره ضرر خواهم کرد
هوش مصنوعی: من با اشتیاق به دنبال وصال او هستم و حاضرم جانم را برای این آرزو بدهم. اما هیچکس نگوید که این کار برای من زیانآور خواهد بود.