هوش مصنوعی: شیخ ابوعلی سینا در کتاب «مبدأ و معاد» داستانی درباره طبیبی روایت میکند که در دربار پادشاه حضور دارد. روزی کنیزکی که بیمار شده، نتوانسته به راحتی حرکت کند. پادشاه از طبیب میخواهد که او را معالجه کند، اما تدبیر طبیعی برای درمان او کافی نیست. بنابراین، طبیب به جای داروهای طبیعی، به تدبیر نفسانی روی میآورد.
او دستور میدهد که کنیزک صورتش را برهنه کند تا شرم کند و حرکت کند، اما او تغییر نمیکند. در نهایت، وقتی که شلوارش را نیز پایین میآورند، حرارتی در بدن او ایجاد میشود و بیماریاش بهبود مییابد.
سینا نتیجه میگیرد که شناخت و درک اصول طبیعی از این تجربه بدست آمده و بر این اساس، توانایی پزشک در معالجه مهم است.
هوش مصنوعی: خبر به من رسید که طبیبی به مقر یکی از پادشاهان سامان راه پیدا کرده و تا جایی پیش رفته که در حرم او حضور پیدا کرده و نبض زنان حرم را گرفته است.
هوش مصنوعی: کنیزکی خوانسالار بود و هنگامی که خوان را برداشت، آن را به دو نیم کرد و روی زمین گذاشت. تلاش کرد که به حالت ایستاده درآید، اما نتوانست و همچنان در حالت خوابیده باقی ماند، به دلیل نفخی غلیظ که در مفاصلش ایجاد شده بود.
6
ملکرویبهطبیبکردکه:
هوش مصنوعی: پادشاه به پزشک رو کرد و گفت:
7
«درحالاورامعالجتبایدکردبههروجهکهباشد.»
هوش مصنوعی: باید به او به هر نحوی که ممکن است درمان صورت گیرد.
هوش مصنوعی: در اینجا هیچ نشانی از تدابیر طبیعی وجود نداشت و به دلیل دوری از ادویه، امکان آن نبود. بنابراین، به تدبیر نفسانی روی آورد و دستور داد تا مقنعهاش را از سرش برداشتند و موهایش را بهطور برهنه نشان دادند تا او احساس شرم کند و واکنشی از خود نشان دهد. اما او تغییری نکرد. بعد از آن، با اقدام دیگری، دستور داد تا شلوارش را پایین بکشند. او شرم کرد و درونش حرارتی ایجاد شد که باعث شد آن بوی ناخوشایند از بین برود. در نهایت، او راست ایستاد و به حالت معمولی و سالم بازگشت.
هوش مصنوعی: اگر پزشک با تجربه و توانا نبودی، نمیتوانستی این نتیجهگیری را انجام دهی و از درمان او ناتوان میشدی. زمانی که ناتوان شدی، از نظر پادشاه افت میکنی. بنابراین، شناخت چیزهای طبیعی و تصور موجودات طبیعی به همین دلیل است و او از همه داناتر است.