شمارهٔ ۳ - فی رثاء الرضیع عن لسان امه علیهما السلام
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ مصیبتهای امام حسین (ع) و فرزندش علیاصغر در روز عاشورا است. شاعر به توصیف ورود علیاصغر به میدان جنگ و دیدار او با پدرش میپردازد. او از ناز و لطافت کودکانه علیاصغر و در عین حال تشنگی و درد او سخن میگوید. احساس عمیق مادرانه و غم از دست دادن فرزند و همچنین دلتنگی برای شیرینی لحظات شیرین کودکانه از دیگر مضامین شعر است. در نهایت، شاعر با ناله و اندوه بسیار از سرنوشت شوم علیاصغر و بیرحمی دشمنان یاد میکند و حسرت را بر دل مادر و پدر کودک مینشاند.
خبر مقدم علی اصغر ز سفر می آیدلوحش الله که به همراه پدر می آید
هوش مصنوعی: خبر رسیده که علی اصغر به زودی همراه پدرش میآید. این خبر برای ما خوشحالکننده است و یادآور از خداست.
ناز پرورد من آمد سوی گهوارۀ نازمی سزد گر بنهم بر قدمش روی نیاز
هوش مصنوعی: من عاشق کسی هستم که به من محبت کرده و حالا به سمتم آمده است. طبیعی است اگر سر بر قدم او بگذارم و از او درخواست کنم که مرا بپذیرد.
طوطی من! سخنی، از چه زبان بسته شدیسفری بیش نرفتی که چنین خسته شدی
هوش مصنوعی: ای طوطی من! چرا از سخن گفتن باز ماندهای؟ فقط یک سفر بیشتر نکردهای که اینگونه خسته به نظر میرسی.
ناز آغاز کن و جلوه کن از آغوشمکه من این جلوه بملک دو جهان نفروشم
هوش مصنوعی: دلربایی کن و خود را به نمایش بگذار از آغوش من، زیرا من چنین زیبایی را با هیچ چیز در دو جهان عوض نمیکنم.
ای جگر تشنه که با خون جگر آمده ایخشک لب رفتی و با دیدۀ تر آمده ای
هوش مصنوعی: ای دل شکیبای من که با درد و رنج زیاد به این دنیا آمدهای، با لبهای خشک و خسته رفتی و با چشمانی پر از اشک و حسرت بازگشتی.
از چه آغشته بخونی تو به آغوش پدرتو که رفتی به سلامت بسیر دوش پدر
هوش مصنوعی: چرا تو به یاد پدر، همچون او غمگینی؟ او که با خیال راحت به طرف آرامش رفت.
آخر ای غنچۀ پژمرده که سیرابت کردنغمۀ تیر ترا از چه چنین خوابت کرد
هوش مصنوعی: ای غنچهای که پژمردهای و صدای زیبا تو را سیراب کرده، چرا اینقدر خواب آلود و بیخبر شدهای؟
از چه ای بلبل شیدا تو چنین خاموشییا که از سوز عطش باز مگر مدهوشی
هوش مصنوعی: ای بلبل شیدا، چرا اینقدر خاموشی؟ آیا به خاطر سوز عطش به حرف نمیزنی یا اینکه بیخبر و مدهوشی؟
گل من خار خدنگ که گلوی تو دریدگوش تا گوش ترا تیر جفای که درید
هوش مصنوعی: گلی که من دارم همچون خار نیش میزند، این خاری که گلوی تو را از گوشهای به گوشه دیگر پاره کرده است، تیر جفای عشق توست که به قلبم اصابت کرده.
پنجۀ ظلم که این غنچۀ گل خارت کردکاین ستم بر تو و بر مادر غمخوارت کرد
هوش مصنوعی: ظلم و ستمی که به تو و مادر مهربانت شده، مانند دندانهای تیز و سختی است که این گل کوچک را خُرد کرده است.
چه شد ای بلبل خوشخوان ز نوا افتادیز آشیان رفتی و در دام بلا افتادی
هوش مصنوعی: ای بلبل خوش صدا، چه بر سرت آمده که از آشیانت دور افتادهای و به دردسر و مشکلات افتادهای؟
چه شد ای روح روانم که ز جان سیر شدیبهر یک قطرۀ آبی هدف تیر شدی
هوش مصنوعی: چه شد ای روح عزیز من که به خاطر یک قطره آب، جانت از من برید و به تیر غم مبتلا شدی؟
بودم امید که تا بال و پری باز کنینه که از دست من غمزده پرواز کنی
هوش مصنوعی: من در انتظار بودم که تو بال و پروی خود را دوباره باز کنی و نه اینکه با غم و اندوه من به پرواز درآیی.
آرزو داشتم از شیر ترا باز کنمبرگ عیشی ز گل روی تو من ساز کنم
هوش مصنوعی: من در آرزو بودم که از شیره شیرینی تو جدا شوم و از زیبایی چهرهات لذتی بسازم که زندگیام را خوشبو کند.
ناوک خصم ترا عاقبت از شیر گرفتدست تقدیر ز شیرت بچه تدبیر گرفت
هوش مصنوعی: دشمن در نهایت تیرش را از تو گرفت و سرنوشت بر اساس تو از مهارت و تدبیرت استفاده کرد.
اگرت آب ندادند و مرا شیر نبودنازنین حلق ترا طاقت این تیر نبود
هوش مصنوعی: اگر به تو آب ندادند و به من شیر ندادند، عشق عزیزم نمیتواند این درد را تحمل کند.
تیر کین با تو چه ای کودک معصومم کرداین قدر هست که از روی تو محرومم کرد
هوش مصنوعی: این تیر کینه که به سمت تو پرتاب شده، من را به شدت آسیب زده و باعث شده که از زیبایی و دیدار تو محروم بمانم.
وای بر حرمله کاندیشه ز خون تو نکردرحم بر کودکی و سوز درون تو نکرد
هوش مصنوعی: وای بر حرمله که نسبت به خون تو هیچ دلسوزی نکرد و برای سوز دل تو نیز بیتفاوت ماند.
ای دریغا که شدی کشتۀ بی شیری منپس از این تا چه کند داغ تو و پیری من
هوش مصنوعی: افسوس که تو به دست بیکسی و بیپشتی من از بین رفتی. حالا بعد از این، ناراحتی تو و کهنسالی من چه نتیجهای خواهد داشت؟
وای بر خال دل مادر بیچارۀ توپس از این مادر و قنداقه و گهوارۀ تو
هوش مصنوعی: وحشت و تاسف بر دل مادری که اینک باید با درد فراق تو زندگی کند، مادر و آن قنداق و گهواره تو دیگر چه هستند؟
چشم از مادر غمدیده چرا پوشیدیمگر ای شیرۀ جان شیر که را نوشیدی
هوش مصنوعی: چرا چشمانت را از مادر غمگین خود دور کردی؟ مگر چه کسی را نوشیدی که اینگونه بیخیال و غافل شدهای؟
یادی از مادر بی شیر و ز پستان نکنیخنده بر روی من ای غنچۀ خندان نکنی
هوش مصنوعی: اگر به یاد مادر نباشی و از او که بی شیر و ناز و نوازش است صحبت نکنی، نمیتوانی بر چهرهام لبخند بگذاری، ای گل نازنین.
داد از ناوک بیداد که خاموش کردمادر غمزده را نیز فراموشت کرد
هوش مصنوعی: شکایت از تیر ناگوار است که سبب شده مادر غمگین نیز فراموشی را تجربه کند.
طاقتم طاق شد آن طاقۀ ریحانم کوطوطی شهد دهان شکر افشانم کو
هوش مصنوعی: طاقتم تمام شده است، آن بخش رنج و اندوهی که مانند ریحانی معطر بود کجا رفته است؟ آن پرندهای که شکر در دهانش را به من میچشاند کجاست؟
حیف و صد حیف که برگ گل نسرینم رفتناز پروردۀ من، اصغر شیرینم رفت
هوش مصنوعی: متاسفانه، دور از انتظار است که زیبایی و ناز دلی که برایم عزیز بود، از دست رفت.