تناجی
محمدحسین غروی اصفهانی

شمارهٔ ۱۹

هر کس بتو دست تولی زدپا بر سر عرش معلی زد
تا با تو دلم همدم شد، دماز سرّ «دنا فتدلی» زد
هر کس که «بلی» گو شد ز الستدر نقش جهان رقم «لا» زد
از روی مه تو فروغی بودبرقی که از طور تجلی زد
از شعلۀ روی تو عالم سوختآتش در بنده و مولی زد
بی عشق تو گمره هر که قدمدر وادی صائم و صلی زد
دل به تو هر که تسلی دادعشق تو قلم بتسلی زد
شد مفتقر شیدا مجنوندر عشق تو نغمه ز لیلی زد