شمارهٔ ۱۲۶
هوش مصنوعی: غزل بیانگر درد و رنجی است که شاعر از بیداد و بیعدالتی میکشد. او در جستجوی داد و دادرسی است اما ناامید است؛ بخت او آشفته و خوابآلود است. شاعر با دل پژمرده و جسمی آزرده، دعا میکند که به حالتی معجزهآسا دست یابد. او خواهان رسیدن به حقیقت و آگاهی است و از خود میپرسد که چرا باید در قید و بندهای دنیوی باقی بماند. تصویرهایی از مرغ گلزار و طوطی عالم به کار میرود که نشاندهندهی جستجوی زیبایی و حقیقت در زندگی است. در نهایت، او خواهان دستیابی به عشق و معنا در زندگی است و از ایدهی مجاورت با انسانهای بالاتر سخن میگوید.
دارم ای دوست ز بیداد تو فریاد بسیچه کنم چون نبود دادگر دادرسی
هوش مصنوعی: ای دوست، از ظلم و ستم تو به شدت فریاد میزنم. چه کنم وقتی که کسی نیست تا به دادم برسد و حقم را بستاند؟
بخت آشفته نخفته است که گردد بیدارمرده هرگز نشود زنده به بانگ جرسی
هوش مصنوعی: سرنوشت نابسامان هنوز بیدار نشده است، زیرا مرده هیچگاه با صدا زنده نمیشود.
طبع، افسرده و دل مرده و تن آزردهبار الها برسانم به مسیحانفسی
هوش مصنوعی: روح من افسرده و دل من خسته و بدنم آسیبدیده است. بار الهام، کمکم کن تا به حالتی شبیه به مسیحیها برسم.
ای به بازیچه ز اقلیم حقیقت شده دورجهد کن تا که به مردان طریقت برسی
هوش مصنوعی: ای کسی که از حقیقت دور افتادهای، تلاش کن تا به جمع مردان بزرگ و اهل معرفت بپیوندی.
مرغ گلزار بهشتی تو، بزن بال و پریتا به کی شیفتهٔ دانه و آب و قفسی
هوش مصنوعی: ای پرندهٔ زیبا و بهشتی، بال و پر خود را بگستر، تا چه زمانی در بند دانه و آب و قفس خواهی ماند؟
طوطی عالم اسراری و شیرینگفتارحیف باشد که تو با زاغ و زغن همنفسی
هوش مصنوعی: طوطی که از دانش و اسرار زیادی برخوردار است و گفتارش شیرین است، حیف است که تو با پرندههایی مثل زاغ و زغن همصحبت باشی.
تا به کی سر به گریبان طبیعت داریچند در دامنۀ دام هوا و هوسی
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی درگیر افکار و تمایلات دنیوی باشی و از خودت دور بمانی؟ از کی تا به کی میخواهی در این وضعیت باقی بمانی؟
مفتقر سایۀ سلطان هما را بطلبورنه در مرحلهٔ عشق کم از خرمگسی
هوش مصنوعی: اگر در خواستار سایهٔ سلطان هستی، آن را طلب کن؛ وگرنه در عشق، مقام تو کمتر از یک خرمگس خواهد بود.