شمارهٔ ۱۰
هوش مصنوعی: این شعر از عشق و تجربه عمیق شاعر نسبت به آن صحبت میکند. او عشق را به عنوان نیرویی قدرتمند وصف میکند که او را از معنای زندگی آگاه کرده و در عین حال او را دچار دردها و جراحات عاطفی میکند. شاعر میگوید که حتی در شرایط سخت و ذلت، عشق او را شاداب میکند و به او قدرت میدهد. او همچنین اشاره میکند که بدون عشق، هیچ چیز در زندگیاش معنایی ندارد و عشق را قبلهگاه جانش میخواند. در انتها به تاثیر عواطفش بر زندگیاش اشاره میکند و میگوید که غم عشق باعث پیر شدن او در سن جوانی شده است.
گشت مسلم ز عشق ملک معانی مراشهره آفاق کرد عشق نهانی مرا
هوش مصنوعی: عشق باعث شد تا نام و احوال من در دنیا مشهور شود و به خاطر این عشق پنهانی، به معرفت و فهم عمیقی رسیدم.
از مدد شاه عشق ملک بقا یافتمکی بفریبد کنون ملکت خانی مرا
هوش مصنوعی: از یاری و کمک عشق، به پادشاهی جاودانه رسیدم. اکنون که به این مقام رسیدم، دیگر کسی نمیتواند مرا فریب دهد.
غرقه دریا شدم لاجرم از بهر آبهیچ نباید کشید رنج اوانی مرا
هوش مصنوعی: من در دریا غرق شدهام و به همین دلیل باید بدون هیچ تلاشی با سختیهایی که آب به همراه دارد، کنار بیایم.
درد و جراحات عشق کم مکن از جان منای که بهنگام درد راحت جانی مرا
هوش مصنوعی: ای دوست، از سختیها و زخمهای عشق بر جانم نَکاه! تو که در زمانهایی که درد دارم، به من آرامش میدهی.
از که بود عزتم گر تو ذلیلم کنیکیست که خواند بخویش گر تو برانی مرا
هوش مصنوعی: اگر تو مرا ذلیل کنی، عزت من از چه کسی است؟ چه کسی میتواند مرا بخواند اگر تو مرا طرد کنی؟
از کرم دیگران رنج روانم رسیدبا همه فقر و الم گنج روانی مرا
هوش مصنوعی: از لطف و مهربانی دیگران، روح و جان من به آرامش رسید، با وجود همه فقر و دردهایی که دارم، همچنان روح غنی و پربرکتی دارم.
خلوت خاص حقی قصر شه مطلقیای دل اهل صفا قبله از آنی مرا
هوش مصنوعی: ای دل، در این تنهایی ویژه، حق و حقیقت در قصر پادشاه مطلق است. اهل صفا و پاکی به این جایگاه توجه دارند و قبلهگاه آن حقیقت، همانا من هستم.
نیست مرا حاصلی بی تو ز جان و جهانای که بلطف و کرم جان و جهانی مرا
هوش مصنوعی: من بدون تو هیچ چیزی از زندگی و دنیا ندارم، ای کسی که با لطف و بخشش خود، جان و جهانی به من بخشیدهای.
آنچه بدانم توئی قبله جانم توئینیست بجز سوی تو دل نگرانی مرا
هوش مصنوعی: هر آنچه که میدانم، تویی و مقصد جان من نیز تویی. جز تو کسی نیست که دل من نگرانش باشد.
از غمت ایماه من پیر شدم چون حسینآه که آمد بشب روز جوانی مرا
هوش مصنوعی: از غصه و حزن تو، من به پیری رسیدهام، مثل حسین. ای کاش که در شب جوانیام، این درد به سراغم نمیآمد.