شمارهٔ ۱۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و رنج ناشی از جدایی و عشق سخن میگوید. دل او به خاطر عشق کسی که شایسته محبتش است، شکسته و سینهاش پر از احساسات متضاد است. او به تنگناها و داغهایی که این عشق به او تحمیل کرده اشاره میکند و میگوید که دیگران نیز از این درد رنج میبرند. عشق او همچون آتش در سینهاش میسوزد و او در جستجوی یاد آن محبوب است. در نهایت، او به زیباییهای محبوبش اشاره میکند که میتواند جانهای دیگران را به وجد آورد.
ای بر دل شکسته ز درد تو داغهادر سینهام ز آتش عشقت چراغها
هوش مصنوعی: ای دل شکسته، به خاطر درد تو در سینهام زخمهایی وجود دارد و عشق تو مانند چراغی در دل من میسوزد و روشنایی میدهد.
چون هر دلی شده که به داغ تو مبتلاستنگشاید از تفرج گلزار و باغها
هوش مصنوعی: هر قلبی که به خاطر درد و اندوه تو رنج میکشد، دیگر نمیتواند از زیباییهای گلزار و باغها لذت ببرد.
جانهای ما به داغ جدایی بسوختیباشد که رخت خویش شناسی به داغها
هوش مصنوعی: دلهای ما به خاطر جدایی بسیار داغ و سوخته است، به طوری که تو باید بر احساسات خود آگاهی داشته باشی و به این داغها توجه کنی.
در ورطه بلای تو دل گمشده است و جانشد سالها که میکند از وی سراغها
هوش مصنوعی: دل من در دام مصیبت تو گم شده و سالهاست که جانم به دنبال آن است که خبری از او بگیرد.
شرح شمایل تو حسین ار کند شودز انفاس جانفزاش معطر دماغها
هوش مصنوعی: اگر ویژگیهای تو حسین را توصیف کنند، نفسهای جانافزای تو بوی خوشی به مشامها میرساند.