شمارهٔ ۳۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید. شاعر از نور و زیبایی چهره معشوق میگوید که در آفتاب نمایان نیست و بوی زلف او نیز خاص و بینظیر است. او گل را به زیبایی معشوق نمیسنجد، زیرا زیبایی او فوقالعاده است. شاعر از غم و رنج عشق خود سخن میگوید و میپرسد کسی هست که از غم عشق خراب نشده باشد. او در شبها به یاد معشوق نمیتواند بخوابد و مستی و شوری که از عشق او دارد را توصیف میکند. در پایان، به دعای مظلوم اشاره میکند و از بیجواب ماندن دعای خود گله میکند، و همچنین از وفای معشوق و ترک خیانت او میسازد که رهایی از غمش برای او پسندیده نیست.
نور جمال روی تو در آفتاب نیستبوی شکنج زلف تو در مشک ناب نیست
هوش مصنوعی: زیبایی و شکوه چهرهی تو به اندازهی نور خورشید نیست و عطر خوش زلفهای تو به لطافت و خلوص مشک نیست.
گل را بروی خوب تو نسبت نمیکنمزان رو که گل چو روی تو سنبل نقاب نیست
هوش مصنوعی: من گل را به زیبایی تو تشبیه نمیکنم، زیرا گل همچون روی تو عطر و زیبایی خالصی ندارد.
گشتم خراب از غم عشق تو ای صنمخود کیست آنکه از غم عشقت خراب نیست
هوش مصنوعی: به خاطر عشق تو، دلم به شدت خراب شده است، ای معشوقه. آیا فردی وجود دارد که از غم عشق تو ناراحت نباشد؟
هر شب مصاحبان ترا تا سحر دمیاز ناله های زار من امکان خواب نیست
هوش مصنوعی: هر شب دوستان تو تا سپیدهدم، به خاطر نالههای اندوهگین من، نمیتوانند بخوابند.
ما مست و بیخود از لب میگون دلبریممستی اهل دل زنبیذ و شراب نیست
هوش مصنوعی: ما شیدا و سرخوش از لب میگون محبوب خود هستیم. این شیدایی و سرمستی که داریم، مربوط به عشق و حال اهل دل است و نه به خاطر شراب و نوشیدنی.
گویند هست دعوة مظلوم مستجابچونست اینکه دعوت من مستجاب نیست
هوش مصنوعی: میگویند دعا و خواسته مظلوم به سرعت مستجاب میشود، پس چرا دعاهای من به نتیجه نمیرسد؟
ترک خطائی تو حسین از چه بیوفاستترک غمش بگیر که ترکش صواب نیست
هوش مصنوعی: حسین، چرا از خطای تو غفلت کنم؟ بهتر است غم او را کنار بگذاری، زیرا ترک این غم کار درستی نیست.