شمارهٔ ۵۷
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق و ارادت عمیق شاعر به دوست (الهی) است. شاعر اعتراف میکند که هیچ چیزی در جهان برایش مهمتر از دوست نیست و اگرچه ممکن است همه چیز را از دست بدهد، اما آرامش و قرار او تنها در دوستی با این دوست پیدا میشود. او احساس میکند که آنچنان به دوست نزدیک شده که دیگر نمیتواند تفاوتی میان خود و دوست قائل شود. حتی اگر همه جهان با او دشمن شوند، به خاطر دوستیاش با آن محبوب، احساس خوشبختی میکند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که بین او و دوستش تنها صلح و محبت وجود دارد و در مقابل بیگانگی دیگران، تنها عشق دوست برایش کافی است.
اگر برد سوی دارالقرار ما را دوستدلم قرار نگیرد در او مگر با دوست
هوش مصنوعی: اگر به سوی آرامش و سکون برویم، دل من آرام نمیگیرد مگر اینکه با دوستی باشم.
مرا نه ملک جهان باید و نه باغ جنانکه نیست از دو جهانم مراد الا دوست
هوش مصنوعی: من نه به ملک و سلطنت این دنیا نیاز دارم و نه به بهشت و باغهای آن. هدف من از این دو جهان فقط دوست است.
چنان بجان من آمیخت دوست از سر لطفکه نیست فرق ز جان عزیز من تا دوست
هوش مصنوعی: دوست آنقدر با لطف و محبت به جان من آمیخته که دیگر نمیتوانم بین خودم و او تفاوتی قائل شوم.
بدان مقام رسید اتحاد من با اوکه باز می نشناسم که این منم یا دوست
هوش مصنوعی: به مرحلهای از اتحاد و نزدیکی با او دست یافتهام که دیگر نمیتوانم تشخیص دهم این من هستم یا او.
ز دوست دیده بینا بجوی تا بینیکه هست در همه کائنات پیدا دوست
هوش مصنوعی: چشمانت را از دوست پر کن و جستجو کن تا بفهمی که در تمامی جهان نشانههایی از وجود او وجود دارد.
چه باک اگر همه عالم شوند دشمن ماچو هست آن شه خوبان عهد با ما دوست
هوش مصنوعی: چه اهمیتی دارد اگر تمام دنیا دشمن ما شوند، وقتی که آن پادشاه زیباییها با ما دوست است.
میان ما و تو جز صلح نیست ای زاهدترا نعیم ریاض بهشت و ما را دوست
هوش مصنوعی: در میان ما و تو جز برقراری صلح و دوستی وجود ندارد، ای زاهد! تو از نعمتهای بهشت لذت میبری و ما تنها به دوستی نیاز داریم.
حسین اگر همه خویشان شوند بیگانهبه جان دوست که ما را بس است تنها دوست
هوش مصنوعی: اگر همه اقوام و نزدیکان حسین از او دور شوند و بیگانه شوند، تنها دوستی که مهم است برای ما، همین دوست است که جان ما را به او بستهایم.