شمارهٔ ۵۶
هوش مصنوعی: این شعر به حال دل آشفتگان و غم ناشی از دوری محبوب اشاره دارد. شاعر از ناآگاهی دوستان نسبت به دردها و مشکلات عاشقان سخن میگوید و میزند که حتی با آمدن بهار و زیبایی گلها، هنوز غم در دل وجود دارد. او به ویرانی دل بدون حضور محبوب اشاره کرده و بیان میکند که اهل دل، به جای جستجوی مال و مقام، به دنبال عشق واقعی هستند. در نهایت، شاعر دعوت میکند که از خودخواهی دست برداشته و به عشق بپردازند، زیرا در درگاه عشق، خودپرستی جایی ندارد.
دوست از حال دل آشفتگان آگاه نیستآه کز دست غمش ما را مجال آه نیست
هوش مصنوعی: دوست از وضعیت دلهای پریشان خبر ندارد، آه و فریاد ما از درد او به حدی است که مجال آسودگی نداریم.
باد نوروزی ز گلشن میرسد لیکن چه سودکز گل صد برگ من بوئی بدو همراه نیست
هوش مصنوعی: باد بهاری از باغ میوزد، اما چه فایده دارد وقتی که از گل صدبرگ من هیچ بویی به آن نرسد؟
کشور دل بی حضور او خراب آباد شدرو بویرانی نهد ملکی که در وی شاه نیست
هوش مصنوعی: دلکشور بدون حضور او ویران شده است، مانند سرزمینی که در آن هیچ پادشاهی وجود ندارد.
ما سر کوی فنا خواهیم و ملک نیستیاهل دل را میل خاطر سوی مال و جاه نیست
هوش مصنوعی: ما به جستجوی دنیای فانی و نابودشدنی هستیم و کسانی که دلشان به این دنیا وابسته است، به مال و قدرت علاقهای ندارند.
جذبه ای از کبریای عشق هرگز کی رسدهرکرا از کوه غم رخساره همچون کاه نیست
هوش مصنوعی: عشق الهی و بزرگوار هرگز به هر کسی نمیرسد. افرادی که بار سنگین غم را بر دوش دارند، در برابر این جذبه و محبوبیت همچون کاهی نازک و بیاهمیت هستند.
بگذر از خویش و درآ در راه عشق او حسینخودپرستان را قبولی چون در آن درگاه نیست
هوش مصنوعی: از خودت فاصله بگیر و به سوی عشق او گام بگذار. کسانی که فقط به خود اهمیت میدهند، در این درگاه مورد پذیرش قرار نمیگیرند.