شمارهٔ ۷۹
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به حسرت و ناامیدی خود از نبودن محبوبش اشاره میکند. او میگوید که در بهار، علیرغم شکوفههای فراوان و عطر گلها، اگر بوی محبوب در میان نباشد، هیچ سودی نخواهد داشت. همچنین اشاره میکند که اگرچه در دو جهان قدرت انتخاب یار را دارد، اما در این لحظه اختیار او در دستش نیست. شاعر از تلاشهای بیثمری که در راستای عشق و وفاداری کرده، صحبت میکند و میگوید که نتیجهی قلب سوختهاش نیز بیفایده است. در نهایت، او به امید وصال محبوبش اشاره میکند، اما ناامید است چون طالع خوبی برای رسیدن به یار نمیبیند.
صبا رسید در او بوی یار نیست چه سودنسیم سنبل آن گلعذار نیست چه سود
هوش مصنوعی: نسیمی که میوزد هر چه زیبا و خوشبو باشد، اگر بوی محبوبم را نداشته باشد، هیچ فایدهای ندارد. چه ارزشی دارد وقتی آن زیبای دلانگیز کنارم نیست؟
هزارگونه گل اندر بهار گرچه شکفتچو بوی از گل من در بهار نیست چه سود
هوش مصنوعی: در بهار، هزار نوع گل شکوفا میشود، اما اگر عطر گل من در این میان نباشد، چه فایدهای دارد؟
مراست از دو جهان اختیار یار ولیکبدست من چو کنون اختیار نیست چه سود
هوش مصنوعی: من در این دنیا و آن دنیا تنها به عشق و محبوب خود اختیار دارم، اما اکنون که دیگر اختیاری در دستم نیست، این اختیار چه فایدهای دارد؟
هزار گونه طرب میکنم ز دردی دردولی چو خمر طرب بی خمار نیست چه سود
هوش مصنوعی: من از درد و رنج خود هزار گونه شادی میسازم، اما مانند شراب بینشاط نیست که در پی آن سودی برایم داشته باشد.
منم که خاک شدم در ره وفاداریولی بخاک من او را گذار نیست چه سود
هوش مصنوعی: من در راه وفاداری به کسی، به خاک و نابودی رسیدم، اما او حتی به خاک من هم توجهی ندارد. پس به چه دردی میخورد؟
درون بوته مهرش دلم بسوخت ولیمتاع قلب مرا چون عیار نیست چه سود
هوش مصنوعی: دل من در عشق او سوخت، اما چون ارزش قلب من به خوبی مشخص نیست، این عشق برایم فایدهای ندارد.
بوصل یار امید حسین بسیار استولی چو طالع فرخنده یار نیست چه سود
هوش مصنوعی: برای رسیدن به محبوب امیدهای زیادی وجود دارد، اما وقتی سرنوشت خوشی یار را در پی ندارد، چه فایدهای دارد؟