شمارهٔ ۸۱
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی آمدن بهار و زیباییهای آن است، اما شاعر میگوید که زیبایی واقعی زمانی است که معشوق در کنار باشد. او به دل دلسوختهای اشاره میکند که از دوری محبوب در رنج است و حتی زیبایی باغ و روضه هم نتواند دل او را شاد کند. بهار و جنت بیحضور دوست بیمعناست و شاعر میگوید که اگر دلدار در این مکان نباشد، حتی زیباترین منظرهها هم نمیتواند او را خوشحال کند. در پایان، شاعر به عشق و نیاز به رضا و خواستههای معشوق اشاره میکند و تأکید میکند که باید به خواستههای او احترام گذاشت.
بهار و عید میآید که عالم را بیارایدولیکن بلبل دل را نسیم یار میآید
هوش مصنوعی: بهار و عید فرا میرسند تا زیبایی و نشاط را به دنیا بیاورند، اما دل بلبل تنها با وزش نسیمی از سوی معشوقش شاداب میشود.
دلی کز هجر گل روئی چو لاله داغها داردشمیم وصل اگر نبود ز باغ و روضه نگشاید
هوش مصنوعی: دل هایی که در دوری محبوب مانند لاله داغ دیده میشوند، اگر عطری از وصل و نزدیکی وجود نداشت، هیچ وقت باغ و گلستانی برایشان رونق نمیگرفت.
اگر بی دوست جنت را بصد زینت بیارایندبجان دوست کاندر وی دل عاشق بیاساید
هوش مصنوعی: اگر جنت را بدون دوست با زرق و برق بسیار زیبا بسازند، جانم برای دوستی که در آن دل عاشق آرام میگیرد، میدهم.
در و دیوار جنت را بآه دل بسوزانماگر دلدار اهل دل در او دیدار ننماید
هوش مصنوعی: اگر معشوقه و محبوب من در بهشت ظاهر نشود، من با همه ی وجود و احساساتم، بهشت را میسوزانم.
چو نور جان هر مقبل صفائی دارد این منزلولی بی وصل اهل دل دلم را خوش نمیآید
هوش مصنوعی: هر جایی که دلها با هم مرتبط باشند، نور و زیبایی خاصی دارد. اما بدون اینکه به عزیزان دل وصل باشم، این مکان برای من خوشایند نیست.
جمال طلعت جانان تواند دید مشتاقیکه او آیینه دل را ز زنگ غیر بزداید
هوش مصنوعی: زیبایی چهره محبوب را فقط عاشقی میتواند ببیند که دل خود را از آلودگیهای دنیا پاک کرده است.
حسین ار دوست جانت را بناز و عشوه میسوزدترا باید رضا دادن بهر چه دوست فرماید
هوش مصنوعی: اگر حسین، دوستت، جان تو را به ناز و لحن خاصی میسوزاند، پس باید به رضای او تن بدهی و هر آنچه را که او میفرماید، بپذیری.