شمارهٔ ۸۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف احساسات عاشقانه و دشواریهایی که در پی عشق وجود دارد میپردازد. او بیان میکند که کسی که شیفته محبوبش است، از انتقادات و گزندهای دشمن نگران نیست و برای دیدن محبوب، هر سختی را تحمل میکند. همچنین اشاره میکند که عشق و وصال دوست ارزشمندتر از هر رنجی است و کسی که ارزش لحظات وصل را درک نکند، حتی مرگ هم برایش کم است. شاعر در نهایت با اشاره به دوستش خواهان لحظاتی خوش و پرمعناست و انتظار دارد که در این لحظات محبت و انسانیت حاکم باشد.
کسی که شیفته روی آن صنم باشدز طعن و سرزنش دشمنش چه غم باشد
هوش مصنوعی: کسی که عاشق زیبایی معشوقهاش باشد، نباید به حرفهای منفی و سرزنشهای دشمنانش اهمیت بدهد.
برای دیدن دیدار دوست از دشمنتوان کشیدن اگر صد هزار الم باشد
هوش مصنوعی: برای دیدار با دوست، حتی اگر هزاران مشکل و دردسر وجود داشته باشد، میتوانم همه آنها را تحمل کنم.
بهیچ رو ز در او نمیروم باریگدا ملازم درگاه محتشم باشد
هوش مصنوعی: هرگز از در او بیرون نمیروم، زیرا همواره گدا و نیازمندی در کنار درگاه بزرگوار و محترم باقی خواهد ماند.
رقیبم از سر کویش بجور میراندگدای شهر مبادا که محترم باشد
هوش مصنوعی: رقیبم به خاطر عشق به تو، به شدت از من میکوشد تا به نوعی مرا از میدان به در کند و باعث شود که من از نظر دیگران بیارزش و گدا جلوه کنم. به پایین آوردن شأن من اهتمام دارد تا مبادا در نظر دیگران محترم و باارزش باشم.
کسی که قدر شب وصل دوست نشناسداگر ز هجر بمیرد هنوز کم باشد
هوش مصنوعی: کسی که ارزش لحظات وصال و نزدیکی با دوستان را درک نکند، حتی اگر از جدایی بمیرد، باز هم کم است.
هر آنکه سر غم عشق بر زبان راندزبان بریده سیه روی چون قلم باشد
هوش مصنوعی: هر کسی که درباره درد و غم عشق صحبت کند، در واقع خود را به خطر میاندازد و مانند کسی که خط میزند، دیگر نمیتواند به راحتی سخن بگوید و ممکن است در زندگی شاد نباشد.
بگفت با تو دمی همنفس شوم روزیندانم آن دم خرم کدام دم باشد
هوش مصنوعی: گفتوگویی با تو داشتم و میخواهم لحظهای همراهت باشم، اما نمیدانم آن لحظهی شاد و خوشایند کی پیش خواهد آمد.
اگر بحال من خسته دل کند نظریز عین مردمی و غایت کرم باشد
هوش مصنوعی: اگر نگاهی به حال من کن که دلbroken و خستهام، این نشان از بزرگواری و مردمداری تو خواهد بود.
حسین خسته جگر را سزد که بنوازدبه گوشه نظری گرچه صبحدم باشد
هوش مصنوعی: حسین، که دلی پر از درد و خستگی دارد، سزاوار است که مورد توجه و محبت قرار بگیرد، حتی اگر در اوج صبح باشد.