شمارهٔ ۹۲
هوش مصنوعی: این شعر به ابراز درد و اندوه عاشقانهای اشاره دارد که دلبرش او را ترک کرده و هیچ تلاشی برای تسکین دردش نکرده است. شاعر از دلشکستگی خود میگوید و بیان میکند که علیرغم هزار خواسته، محبوبش هیچ حسی به او نشان نداده و حتی در زمان جدایی خود را فراموش کرده است. او همچنین اشاره میکند که اگرچه محبوبش زیبا و با مقام است، اما او به عنوان یک گدا حتی در یاد محبوبش نیز جایی ندارد. در نهایت، شاعر از بیوفایی عشق نیز گلایه میکند و حسرت میخورد که محبت و وفا بین او و محبوبش وجود نداشته است.
دلبر برفت و درد دلم را دوا نکردآن شوخ بین که بر من مسکین چهها نکرد
هوش مصنوعی: عشق و معشوق از هم جدا شدند و محبوب نتوانست دردی که در قلب من ایجاد کرده است را درمان کند. آن خداحافظیکنندهای که با رفتارهایش بر من بیچاره چه سختیها و مشکلاتی به وجود آورد.
زان نور چشم چشم وفا داشتم دریغکز عین مردمی نظری سوی ما نکرد
هوش مصنوعی: از آن نگاه مهربان که به من وفاداری داشت، افسوس که به خاطر انسانی بودن، هیچ نگاهی به سمت ما نکرد.
گفتم هزار حاجت جانم روا کندناگه روانه گشت و یکی را دوا نکرد
هوش مصنوعی: گفتم هزار آرزو دارم که جواب دهد، ناگهان رفت و هیچکدام را اجابت نکرد.
خون دل شکسته من بی بهانه ریختواندیشه نیز از دیت خونبها نکرد
هوش مصنوعی: دل شکسته و رنجیده من بدون هیچ دلیلی اشک میریزد و حتی فکر کردن به جبران این درد هم برایم ممکن نیست.
اینم ز هجر صعب تر آمد که آن صنموقت رحیل یاد من مبتلا نکرد
هوش مصنوعی: این جدایی برای من از آن زمان که محبوبم در حال رفتن بود، سختتر شده است, چرا که او حتی در لحظهی جدایی نیز به یاد من نیفتاد.
او شاه ملک حسن و جمالست و من گدااز شه غریب نیست که یاد گدا نکرد
هوش مصنوعی: او زیباترین و بهترین است و من چون گدا هستم، از شاه بعید نیست که حتی به یاد گدا بیفتد.
مهر و وفا مجوی حسین از مهی که اوبا هیچکس چو عمر گرامی وفا نکرد
هوش مصنوعی: به دنبال مهر و وفای حسین نرو، زیرا او مانند عمر، به هیچکس وفا نکرده است.