شمارهٔ ۹۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنجی که به خاطر بیمحلی و عدم حمایت دوستش متحمل شده، سخن میگوید. او از تلخی و غمی که ناشی از جدایی و هجرت است، ابراز ناراحتی میکند و به این نکته اشاره میکند که با وجود ثروتی که در اشکهایش نهفته است، هیچ چیز نمیتواند جای خالی دوست را پر کند. همچنین شاعر به تأثیرات منفی دوست بد و تنهاییاش در زندگی اشاره میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که تمام نالهها و شکایتها، از درد و غم ناشی از رفتارهای ناپسند دوستان و دشمنانش است.
دردا که دوست هیچ رعایت نمیکندمردیم از عتاب و عنایت نمیکند
هوش مصنوعی: چه دردناک است که دوست هیچ گونه توجهی به ما ندارد، ما از خشم و بیتوجهیاش جانمان به لب رسیده است.
قربان تیر دشمن بدکیش گشتهاماین جور بین که دوست حمایت نمیکند
هوش مصنوعی: من به خاطر تیر دشمن بدخواه، قربانی شدهام و اینطور میبینم که دوست هم از من حمایت نمیکند.
از دست هجر دیده غمدیده آنچه دیدجز با خیال دوست حکایت نمیکند
هوش مصنوعی: از درد جدایی و غم دوری، آنچه دیدهام جز با یاد دوست و خیال او، برای کسی نمیگویم.
جانم ز دفتر غم جانان به نزد خلقفصلی و باب هیچ روایت نمیکند
هوش مصنوعی: جانم به خاطر غم معشوق، در میان مردم به مانند یک فصل و بخش نوشتهای است که هیچ داستانی از آن روایت نمیکند.
بییار در دیار دلم شحنه غمشکرد آنچه پادشاه ولایت نمیکند
هوش مصنوعی: در دیار دل من، نبود یار و عشق باعث شد تا غم و اندوهی به سراغم بیاید که حتی پادشاه مملکت نیز قادر به انجام آن نیست.
دارم ز اشک و چهره بسی سیم و زر ولیکوجهی است اینکه کار کفایت نمیکند
هوش مصنوعی: من از اشک و زیباییام خیلی لذت میبرم و به نظر میرسد که ظاهرم ارزشمنده، اما در واقع اینها کافی نیستند و نمیتوانند کار مرا راه بندازند.
از دست دشمن است همه ناله حسینور نی ز جور دوست شکایت نمیکند
هوش مصنوعی: همه زاری و گلهها از دشمن حسین است و اگر نبود، از ظلم دوستی نمینالد.