شمارهٔ ۱۰۵
هوش مصنوعی: در آغاز عید، مردم برای شادی و جشن بیدار میشوند و دلهایشان را با آب زندگی تازه میکنند. آنها برای گوشهنشینان به زیبایی لبخند میزنند و فتنهها را در هر گوشهای به وجود میآورند. نفسهای شفابخش به مانند مسیحا از لبی جاری میشود، اما به یاد ظلم و بیوفایی زمانه به خود میآیند. عشق به قربانیانش جدیداً حساب میدهد و عاشقان از کشته شدن نمیترسند. کسی که نتواند به یار خود نزدیک شود، از خود دور میشود و به مستی باده میافتد. در دنیای مادی، اگر چه بر خاکیم، امّا روح و حقیقت ما در آسمانها است. حسین وقتی به عشق یارش نزدیک میشود، عطر و بوی خوش بهشتی از خاکش برمیخیزد.
صباح عید ز بهر صبوح برخیزندبر آتش دل ما آب زندگی ریزند
هوش مصنوعی: در صبح روز عید، برای بیدار شدن و خوشحالی، مردم جمع میشوند و بر دل آتشین ما، زندگی و نشاط تازهای میافشانند.
به حال گوشهنشینان به غمزه پردازندهزار فتنه به هر گوشهای برانگیزند
هوش مصنوعی: به حال افرادی که گوشهنشین هستند، با ناز و چشمک بازی میکنند و در هر گوشهای هزاران مشکل و فتنه به وجود میآورند.
نفس نفس چو مسیحا ز لب شفا بخشندزمان زمان به جفا چون زمانه بستیزند
هوش مصنوعی: لحظه به لحظه مانند مسیحا، جان تازهای میبخشند، اما گاهی به خاطر ظلم و بیمهری زمان، باید مقاومتی کرد.
چو عشق کشتهٔ خود را حساب تازه دهدز کشته گشتنِ خود عاشقان نپرهیزند
هوش مصنوعی: وقتی عشق به قربانیانش اهمیت میدهد و برای آنها ارزش قائل است، عاشقان از خطراتی که ممکن است برایشان پیش بیاید نمیهراسند.
کسی ز خویش چو ره در حریم یار نبردز باده مست شوند و ز خویش بگریزند
هوش مصنوعی: اگر کسی نتواند از خود فاصله بگیرد و به حریم معشوق وارد شود، در نتیجه دلش را با نوشیدن شراب خوش نخواهد کرد و از خود نیز فرار نخواهد کرد.
چو لوح عالم علوی قرارگاه شماستدر این رصدگه خاکی چو می برانگیزند
هوش مصنوعی: جهان علوی همچون لوحی است که جایگاه شما در آن است، و در این مکان خاکی، هنگامی که فرشتگان برانگیخته شوند، شما نیز در کارها شرکت خواهید داشت.
حسین چون ز هوای حبیب خاک شودعبیر و عطر بهشتی ز خاکش آمیزند
هوش مصنوعی: وقتی حسین از عشق معشوق خود به خاک میافتد، بوی خوش و عطر بهشتی از خاک او برخاسته و در هم میآمیزد.