شمارهٔ ۱۰۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و وفاداری است. شاعر از درد و رنجی که عشق به همراه دارد سخن میگوید و به آزمونها و چالشهایی که عاشق واقعی باید پشت سر بگذارد اشاره میکند. او تأکید میکند که عشق کیمیایی است که وجود انسان را متحول میکند و در عین حال برخی افراد این اصول را فراموش کرده و در حقیقت عاشق خود را فریب میدهند. شاعر همچنین به زیباییهای الهی اشاره کرده و میگوید که عشق به دوست حقیقتی است که برای عارفان آشکار است، اما برای دیگران پنهان میماند. در نهایت، او از آزادیای که عشق به او بخشیده صحبت میکند و برای خلیل عشق، با مقایسه او با حسین، به زیبایی و سرسبزی عشق اشاره میکند.
ز شست عشق چو تیر بلا روان کردندنخست جان من خسته را نشان کردند
هوش مصنوعی: از شدت عشق، مانند تیر بلا، جان خستهام را به نشانهای نشان کردند.
کسی که زد قدمی در ره وفاداریبهر جفا و بهر جورش امتحان کردند
هوش مصنوعی: کسی که در راه وفاداری گام برمیدارد، به خاطر ستم و آسیبهایی که از دیگران میبیند، آزمایش و آزمایش میشود.
مس وجود دهی کیمیای عشق بریبیا بگو که در این ره که رازیان کردند
هوش مصنوعی: اگر عشق واقعی را به من ببخشی، بگو که در این راه چه اسراری نهفته است.
هزار جان گرامی بیک نفس دادنداگر چه دل بربودند و قصد جان کردند
هوش مصنوعی: هزاران جان ارزشمند یک لحظه فدای عشق شدند، هرچند که دلها را ربودند و به جانِ عاشقان آسیب رساندند.
بسر نکته اوحی الیه ما یو حیرموز عاشق و معشوق را بیان کردند
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که نکتههای عمیق و رازهای عشق و عاشقی به یک شخص الهام شده و او دربارهی آنها توضیحاتی ارائه داده است.
برای جلوه حسن و جمال خویش حبیبچو ساخت آینه ای نام او جهان کردند
هوش مصنوعی: برای نشان دادن زیبایی و جذابیت خود، محبوب، آینهای درست کرد که بهوسیله آن نامش به جهانیان شناخته شد.
جمال دوست بر عارفان بود پیدااگر چه در نظر غافلان نهان کردند
هوش مصنوعی: زیبایی دوست برای عارفان هویداست، هرچند که در نگاه ناآگاهان پنهان است.
مرا به بندگی از هر دو کون داده خلاصترا فریفته بند این و آن کردند
هوش مصنوعی: من را از هر دو جهان به بندگی رهانیدهاند، اما تو در دام این و آن گرفتار شدهای.
خلیل عشق مگر در دل حسین آمدکز آتش دل او باغ و گلستان کردند
هوش مصنوعی: عشق خلیل، تنها در دل حسین شعلهور شد و از دل آتشین او، باغ و گلستانی به وجود آمد.