شمارهٔ ۱۱۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد که شراب ناب امروز را بیاورد تا حالتی مست و شاداب پیدا کند. او تأکید میکند که لحظات شیرین زندگیاش تنها در کنار دوستان و معشوقهاش میگذرد و نباید در نگرانی و تردید هدر رود. شاعر از جدایی و دوری معشوق شکایت دارد و میگوید که زیبایی و نور چهره او به قدری است که نیازی به خورشید ندارد. در پایان، به دعا و نیایش اشاره میکند که خواستههایش به تحقق پیوسته است.
بیار ساقی گلرخ شراب ناب امروزکه همچو نرگس مستت شوم خراب امروز
هوش مصنوعی: ای ساقی، امروز شراب خالص را بیاور تا من نیز مانند نرگس، مست و سرگردان شوم.
بیا که حاصل عمرم زمان صحبت تستبسان عمر برفتن مکن شتاب امروز
هوش مصنوعی: بیا که زندگیام را در کنار تو سپری کردهام، همانطور که عمر انسان به سرعت میگذرد، امروز را بیدلیل تلف نکن.
مرا که کعبه سر کوی تست ممکن نیستز آستان تو رفتن بهیچ باب امروز
هوش مصنوعی: من که در کعبه عشق تو زندگی میکنم، امروز هیچ راهی برای رفتن به غیر از درگاه تو ندارم.
گرت بود سر عشرت بیا که هست مراز دیده جام شراب و ز دل کباب امروز
هوش مصنوعی: اگر تو هم به لذت و خوشی علاقهمندی، بیایید که من امروز از چشمانم شراب و از دلم آتش شوق دارم.
ز تاب هجر تو جانم بکام دشمن سوختبدوستی که رخ از دوستان متاب امروز
هوش مصنوعی: از درد جدایی تو جانم به دست دشمنی سوخت که از دوستها روی برگردانده است. امروز از این کار خودداری کن.
بصبحدم نفس سرد میزند خورشیدمگر ز چهره برافکنده ای نقاب امروز
هوش مصنوعی: در صبحگاه، خورشید با حرارتی ملایم و نسیمی خنک نفس میکشد، گویی امروز چهرهاش را از پوششی برنده و سرد کنار زده است.
فروغ روی تو آفاق را چنان بگرفتکه احتیاج ندارم بآفتاب امروز
هوش مصنوعی: روشنی و زیبایی چهرهات سراسر جهان را پر کرده است بهطوری که دیگر به نور خورشید امروز نیازی احساس نمیکنم.
مگر ملک به دعای حسین آمین گفتکه شد دعای دل خسته مستجاب امروز
هوش مصنوعی: آیا چنین نیست که به خاطر دعای حسین، آسمان پاسخ مثبت داد و دعاهای دلهای خسته امروز مستجاب شد؟