شمارهٔ ۱۳۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به فراق و دوری از معشوق خود lament میکند و از درد جدایی گله مینماید. او میگوید که با وجود جدایی، همواره در خیال معشوقش زندگی میکند و نمیتواند از یادش برود. شاعر آرزو میکند که حتی در مرگ هم از یاد معشوقش غافل نشود و به او روی آورد. او همچنین نگرانی خود را از اینکه زیبایی معشوق از دست برود، ابراز میکند و در انتها به شدت دلتنگی و آرزوی وصال معشوقش را بیان میکند. شعر به زیبایی حالاتی چون عشق، جدایی و آرزو را به تصویر میکشد.
ز حد گذشت فراق تو ای فرشته خصالبیا و تشنه دلان را بده زلال وصال
هوش مصنوعی: فراق و دوری تو از حد گذشته است، ای فرشته با صفا، بیا و به دلهای تشنه وصل، آب زلال محبت بده.
ز من بریدی و رفتی ولیک پیوستهخیال روی تو میگرددم بگرد خیال
هوش مصنوعی: تو از من جدا شدی و رفتی، اما دائم در فکر چهرهی تو هستم و به دور آن خیال میچرخم.
اگر نه از سر کوی تو میکند گذریچرا حیات دهد مرده را نسیم شمال
هوش مصنوعی: اگر کسی از کنار کوی تو عبور نکند، پس چرا نسیم شمال به مرده زندگی میبخشد؟
فنای خویش همی خواهم از خدا که مراز عمر باقی خود هست بی رخ تو خلال
هوش مصنوعی: من از خدا میخواهم که در خودم محو شوم و به یاد تو، بدون هیچ اثری از عمر باقیماندهام، زندگی کنم.
ز بار غم الف قدم ار چو دال شودگر از تو روی به پیچم بود ز عین ضلال
هوش مصنوعی: اگر بار غم و اندوه بر دوش من سنگینی کند و مانند دالی خم شوم، حتی اگر به تو پشت کنم، در واقع از گمراهی دور نشدهام.
چگونه شیفته ماه عارضت نشومکه نیست در همه عالم ترا نظیر و مثال
هوش مصنوعی: چطور ممکن است عاشق چهره تو نشوم، در حالی که در تمام دنیا هیچ کس مانند تو نیست و هیچ نمونهای از تو وجود ندارد؟
من از تو چشم مودت نمی توانم داشتکه هست از تو امید وفا خیال محال
هوش مصنوعی: من نمیتوانم از تو انتظار محبت داشته باشم، چون نمیتوانم امیدوار باشم که به وعدهات عمل کنی؛ این امید فقط یک آرزوی دور از واقعیت است.
مباد ماه عذار ترا خسوف و محاقمباد مهر جمال ترا کسوف و زوال
هوش مصنوعی: نگذار که زیبایی چهرهات تحت تأثیر ناملایمات قرار گیرد و نگذار که درخشش زیباییات خاموش شود و از بین برود.
در آرزوی وصالت حسین دلخستهز مویه گشت چو موی و ز ناله گشت چو نال
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوی وصال حسین، دل من به شدت غمگین و پریشان شده است؛ مانند موی در باد در حال ناله و شکایت است.