شمارهٔ ۱۳۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره عمق عشق و رنجی است که شاعر به خاطر معشوقش احساس میکند. دل او به رغم苦یهای عشق، با سوز عشق معشوق زندگی میکند و از مقام و ثروت دنیا بیزار است. شاعر در حال غرق شدن در محبت معشوق است و نمیتواند به شادی و خوشحالی فکر کند. او همچنین به درد و رنج خود در عشق اشاره میکند و بیان میکند که اگر امیدی به دیدار معشوق نمیداشت، هرگز به بهشت نگاه نمیکرد. در نهایت، شاعر اشاره میکند که معشوقش نگاهی خاص و ویژه به او دارد که دیگران از آن بیخبرند.
ای که با سوز غم عشق تو می سازد دلتا بکی ز آتش سردای تو بگذارد دل
هوش مصنوعی: ای کسی که دل من با درد عشق تو سر میکند، تا چه زمانی دل من باید از آتش سردی تو رنج ببرد؟
گرچه عار آیدم از شاهی ملک در جهانبغلامی تو امروز همی نازد دل
هوش مصنوعی: اگرچه از مقام سلطنت در جهان خجالت میکشم، اما امروز دل من به عشق تو میتازد و شادی میکند.
روح قدسی بجنیبت کشی من آیدعلم عشق تو روزیکه برافرازد دل
هوش مصنوعی: وقتی که دل عاشق به عشق تو بیدار شود، روح پاک و مقدسی به سمت من خواهد آمد.
شهسوارا پی درمان دلم رنجه مشوکه دو اسبه ز پی درد تو می تازد دل
هوش مصنوعی: ای شهسوار، برای درمان دل من زحمت نکش، چرا که دل دوپایکوب برای درد تو میتازد.
آنچنان در غم عشق تو شدم مستغرقکه بشادی نتواند که بپردازد دل
هوش مصنوعی: به قدری در غم عشق تو غرق شدم که هیچ شادیای نمیتواند دل من را از این حال بیرون بیاورد.
گرچه در چنگ غمت عود صفت میسوزمهیچ نقشی بجز از درد تو ننوازد دل
هوش مصنوعی: با اینکه در غم تو مانند عود در آتش میسوزم، اما هیچ چیزی به جز درد تو دل را نوازش نمیدهد.
زان سبب نام دل خود بزبان میآرمکه تو میسوزی و با سوز تو میسازد دل
هوش مصنوعی: به همین دلیل نام دل خود را به زبان میآورم، زیرا تو در آتش عشق میسوزی و دل نیز با این سوزش تو سازگار است.
گر نه امید لقای تو بود روز جزاحاشا لله که بجنت نظر اندازد دل
هوش مصنوعی: اگر امید دیدار تو نبود، ای کاش که دل هرگز به بهشت نگاه نکند در روز قیامت.
آشکارا نظر از خلق جهان دوخت حسینکه نهانی نظری با تو همی بازد دل
هوش مصنوعی: حسین بهطور واضح به جهان و مردم نگریست، اما در دل خود نگاهی پنهانی به تو دارد که دلش را گشاید.