شمارهٔ ۱۴۹
هوش مصنوعی: شاعر در این verses از عشق و علاقه شدید خود به محبوبش سخن میگوید. او ابراز میکند که چقدر شیدا و آشفته است و همه چیز را فدای عشق محبوب میکند. او به زیبایی محبوبش اشاره میکند و میگوید که در این باغ دنیا، تنها به یاد اوست. حتی در زمانهای سخت و پرآشوب، عشق او باعث شجاعت و امید در دل اوست. شاعر تأکید میکند که درد عشق او به مراتب بیشتر از شادیهای دنیوی است و در پنهانی نیز با یاد محبوبش زندگی میکند. نهایتاً، او از نعمتهای الهی که به واسطهی عشق به محبوبش به دست آورده، شکرگزاری میکند.
من آشفته و شیدا چو تمنای تو دارماز سر خویش گذشتم سر سودای تو دارم
هوش مصنوعی: من در حالی که شیدا و بیقرارم، به خاطر خواستهام از تو، خودم را کنار گذاشتهام و تمام وجودم را وقف آرزوی تو کردهام.
گل صد برگ نبویم سمن و لاله نجویمکه در این باغ هوای گل رعنای تو دارم
هوش مصنوعی: من به دنبال هیچ گلی همچون گل صد برگ یا سمن و لاله نیستم، زیرا در این باغ فقط به یاد تو و زیباییات هستم.
بجهان شورش و غوغا چه عجب از من شیداکه بهنگام قیامت سر غوغای تو دارم
هوش مصنوعی: در این جهان پر از هیاهو و آشوب، چه جای تعجب است از من دیوانه که در روز قیامت حتی در اوج سر و صدا، به یاد تو هستم.
دلم از ملک دو عالم نشود فرخ و خرمز غم عشق جگر سوز دلارای تو دارم
هوش مصنوعی: دل من از نعمتهای این جهان خوش نمیشود و شاد نمیگردد، زیرا غم عشق تو که دل را میسوزاند، در دل من هست.
بتماشاگه جنت چو روم دیده به بندممن دلخسته به پنهان چو تماشای تو دارم
هوش مصنوعی: وقتی به بهشت نگاه میکنم، چشمانم را میبندم؛ چون در دل، با عشق پنهانی به تماشای تو مشغولم.
چو مرا هست تمنا که شکاری تو باشمهمه روی دل از آنروز بصحرای تو دارم
هوش مصنوعی: از زمانی که آرزوی من شده است که تو شکار من باشی، تمام توجه و علاقهام به سمت تو معطوف شده است.
چو حسین از سر دانش ز تو چون شکر نگویمکه بسی بخت و سعادت ز عطاهای تو دارم
هوش مصنوعی: چون حسین، از دانش و علم تو آموختهام، از تو نمیتوانم جز به نیکی یاد کنم، چرا که از بخششهای تو، برکت و خوشبختیهای زیادی را در زندگیام داشتهام.