شمارهٔ ۱۵۵
هوش مصنوعی: این متن شعری از شاعری است که در آن به رابطهاش با خداوند (یا پادشاهی معنوی) اشاره دارد. شاعر خود را بنده و غلام خداوند میداند و بر این باور است که هیچ چیز دیگری جز عشق به او نمیخواهد. او از عشق و شوق خود به خدا سخن میگوید و میگوید که آماده است در کنار او بماند و از خدمت به او دست نکشد. شاعر حتی به جنون و بیخودیاش در عشق به خداوند اشاره میکند و از لطافت عشقش به او میگوید. او خواستار قرب و ارتباط نزدیکتری با خداوند است و در نهایت بیان میکند که خوشبختی و سعادتش در تلاش برای نزدیکی به او نهفته است.
تو پادشاه و من از بندگان درگاهمبغیر تو ز تو چیز دگر نمی خواهم
هوش مصنوعی: تو پادشاه هستی و من یکی از بندگان درگاه تو هستم. غیر از تو چیزی دیگر از زندگی نمیطلبم.
سزد که بر سر عالم علم برافرازمکز آن زمان که غلام توام شهنشاهم
هوش مصنوعی: شایسته است که به نشانهی علم و دانش، مقام خود را بلند کنم، زیرا از زمانی که غلام تو هستم، من نیز شاهزادهای هستم.
بسوز آتش سودای تو همی سازمسمندرم من و این آتش است دلخواهم
هوش مصنوعی: میسوزم و شعلههای آرزوهای تو را با عشق میپرورانم. دل من همچون اسبی چابک به سوی این آتش میل و رغبت دارد.
اگر چه بیخود و مجنون شدم هزاران شکرکه از لطافت لیلی خویش آگاهم
هوش مصنوعی: با اینکه دیوانه و بیخود شدهام، اما به خاطر لطافت و زیبایی لیلیام، هزاران بار شکرگزارم که از وجود او آگاه هستم.
بر آستان تو چون راستان مقیم شوماگر بصدر جلالت نمیدهی راهم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم بر درگاه تو بایستم مانند کسانی که درستی و صداقت دارند، باید بگویم که اگر به من از مقام والای تو راهی نمیدهی، نمیتوانم بر آنجا قرار بگیرم.
ز خدمتت نروم زانکه از غلامی تستهمه سعادت و اقبال و منصب و جاهم
هوش مصنوعی: من از خدمت تو دور نمیشوم، زیرا همه خوشبختیها و موفقیتها و مقامهایم به خاطر توست.
به پیش خویش بخوانی شبی حسینی رابه گوش تو چو رسد ناله سحرگاهم
هوش مصنوعی: اگر شبی با دلتنگی نیازمند حسین (ع) را بخوانی، نالههای سحرگاهیام به گوش تو خواهد رسید.