شمارهٔ ۱۷۷
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از عشق و آرزوی معشوق صحبت میکند و بیان میکند که حتی اگر درد و رنجی بر او وارد شود، همچنان به یاد محبوب خود است. او احساس میکند که از خاک و عالم مادی جدا شده و دلش فقط به سوی محبوب میتپد. شاعر به تواضع و بندگی خود در برابر معشوق اشاره کرده و میگوید که عمرش در جستجوی دیدار محبوب سپری شده است. همچنین، او عشق و آرزوی خود را با حسرت بزرگ بیان میکند و میگوید که دنیا برای او بیمعناست، چون فقط به خاطر معشوق به زندگی ادامه میدهد. در نهایت، او خود را همیشه در آرزوی محبوب میبیند و مانند حسین(ع) که در آرزوی کمال است، زندگیاش را در پی او سپری میکند.
شبی اگر بکشد درد آرزوی توامنسیم صبح دهد زندگی ببوی توام
هوش مصنوعی: اگر شبی دردی از آرزوهایم از تو بکشید، صبح نسیم زندگی را به بوی تو میآورم.
تن از هوای لحد خاک تیره گشت و هنوزز دل نمیرود ای جان هوای روی توام
هوش مصنوعی: بدن من به خاطر فضای خاکی قبر تیره و بیروح شده، اما هنوز از دل من یاد تو نمیرود، ای جان، که همیشه به دیدن تو آرزومندم.
مرا چه زهره که لاف از غلامی تو زنمغلام حلقه بگوش سگان کوی توام
هوش مصنوعی: من چه جراتی دارم که از غلامی تو سخن بگویم، من بندهای هستم که تنها به پای سگهای کوی تو میافتم.
در آن امید که روزی وصال دریابمگذشت عمر گرامی بجستجوی توام
هوش مصنوعی: در انتظار آن هستم که روزی به وصالت برسم و عمر گرانبهایم را در جستجوی تو گذراندهام.
کشان کشان ببهشتم برند و من نرومکه دل نمیکشد ای دوست جز بسوی توام
هوش مصنوعی: دوست من، آنها مرا به بهشت میبرند، اما من نمیتوانم بروم زیرا تنها دل من به سوی تو کشش دارد.
حدیث جنت و دوزخ کنند مردم لیکمرا از آن چه خبر چون بگفتگوی توام
هوش مصنوعی: مردم درباره بهشت و جهنم صحبت میکنند، اما من از آنچه که در مورد این موضوع گفته میشود، چیزی نمیدانم وقتی که درگفتگو با تو هستم.
در آرزوی تو عمرم گذشت همچو حسینهنوز واله و شیدا از آرزوی توام
هوش مصنوعی: عمر من در انتظار تو سپری شد، مانند حسین که او نیز در آرزوی توست و هنوز هم دلش به شوق تو میتپد.