شمارهٔ ۱۸۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و محبت عمیق خود به معشوق اشاره میکند و از درد و رنجی که در شبهای تنهایی متحمل شده سخن میگوید. او از معشوق درخواست میکند که بر دل شیدایش رحم کند و به یاد آوری سوختن خود به عشق او، از آتش عشقش به عنوان شمعی نورافشان یاد میکند. شاعر بیان میکند که حتی اگر از دنیای مادی چیزی را از دست بدهد، عشق او هرگز کمرنگ نخواهد شد و در روز محشر، سجده بر خاک پای معشوقش به عنوان نشانهای از محبتش دیده خواهد شد. او در نهایت به شدت وابستگی و دوستیاش با معشوق اشاره میکند و بیان میدارد که چشمهایش جز زیباییهای وجود او را نمیبیند.
ماه من چون آگهی از ناله شبهای منرحمتی کن بر دل بیچاره شیدای من
هوش مصنوعی: ماه من، تو که از درد و نالههای شبهای من آگاه هستی، بر دل بینوا و عاشق من رحم کن.
زآتش سودایت ای شمع جهان افروز دلسوختم پروانه وار و نیستت پروای من
هوش مصنوعی: از عشق تو ای شمع روشنیبخش جهان، دلم مانند پروانهای سوخت و فدای تو شدم، اما تو هیچ توجهی به من نداری.
گر ز روی لطف خاکپای خود خوانی مراعرش و کرسی تاج سر سازند خاکپای من
هوش مصنوعی: اگر به خاطر لطف و محبتت پای من را بخوانی، تصوری از من به عنوان عرش و کرسی و تاج سر خواهی داشت.
آستینم بوسه جای خسروان دین بودگر ز خاک آستان خویش سازی جای من
هوش مصنوعی: آستین من به خاطر عشق و ارادت، بوسهگاهی است که میتواند جایگاه بزرگان دین باشد. اگر تو هم خاک پای آن آستان شوی، جایگاه من را پیدا خواهی کرد.
گر رود از دست من سرمایه سود دو کونکم نخواهد شد ز جان سوخته سودای من
هوش مصنوعی: اگر داراییام از دستم برود، این خسارت برای من از جان سوختهام کمتر نخواهد بود.
آبروئی میبرم از سجده خاک درتتا شناسد روز محشر هر کسی سیمای من
هوش مصنوعی: من با سجده بر خاک در تو، آبرویم را حفظ میکنم تا در روز قیامت هر کس مرا بشناسد و من را به یاد بیاورد.
آشنائی کرد با من عشق عالم سوز اوکله بر افلاک بندد آه دودآسای من
هوش مصنوعی: عشق با من آشنا شد و این عشق به قدری قوی است که سرش را به آسمان میزند، در حالی که من در حال ناله و آرزو هستم.
تا ز خاکپای تو روشن شده چشم حسینجز تو در عالم ندیده دیده بینای من
هوش مصنوعی: چشم حسین به جز خاک پای تو هیچ نور و روشنی نمیبیند. این نشان میدهد که تنها وجود توست که به دیده من روشنی میبخشد و همه چیز دیگر بیفایده است.