شمارهٔ ۲۰۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و وجود معشوق است. شاعر به وصف معشوق پرداخته و او را در همه جا و در دل هر عاشق حاضر میبیند. معشوق هم در کسوت دلبر و هم در مقام درد و درمان است. شاعر احساس میکند که همه چیز در وجود معشوق محو شده و هرچه در دنیا هست، نمادی از اوست. همچنین، او به عشق و ارتباط عمیق خود با معشوق اشاره کرده و از زیباییها و نازهای او میگوید. در نهایت، شاعر به وجود معشوق در دل و عقل اشاره میکند که در عین حال میتواند پنهان و نمایان باشد و از نوشیدن باده عشق در میخانه وحدت سخن میگوید.
ای در همه عالم پنهان تو و پیدا توهم درد دل عاشق هم اصل مداوا تو
هوش مصنوعی: ایتو در عالم وجود، هم پنهانی و هم آشکار. تو هم مشکل دل عاشق را میدانی و هم خود درمان آن هستی.
با ما چو درآمیزی گویم ز سر مستیما جمله توایم ای جان یا خود همگی ما تو
هوش مصنوعی: وقتی که با ما ترکیب شوی، میگویم که از حال مستی ما همه تو هستی، ای جان، یا اینکه همه ما در حقیقت تو هستیم.
در کسوت هر دلبر هم چهره تو بنمودهدر دیده هر عاشق هم کرده تماشا تو
هوش مصنوعی: در لباس هر زیبایی، چهره تو نمایان است و در چشم هر عاشق، تماشا و نظاره به تو صورت گرفته است.
پوینده بهر پائی گیرنده بهر دستیبا چشم و زبان ما بینا تو و گویا تو
هوش مصنوعی: کسی که در حرکت است، به خاطر پاهایش جلو میرود و کسی که میگیرد، به خاطر دستانش. با چشم و زبان، ما به وضوح تو را میبینیم و میشنویم.
از نیستی و هستی صد مرتبه افزونیبرتر ز همه اشیا اندر همه اشیا تو
هوش مصنوعی: تو از همه موجودات و از تمامی اشیاء، از نبود و بود، برتر و والاتر هستی.
ای عشق توئی عاشق در کسوت معشوقیهم وامق شیدائی هم دلبر عذرا تو
هوش مصنوعی: ای عشق، تو خود عاشقی هستی که در لباس معشوق ظاهر گشتهای. تو همچون وامق، سرشار از شیدایی هستی و دلبر عذرا نیز هستی.
گه ناز کنی با ما گاهی بنیاز آئیاین هر دو ترا زیبد مجنون تو و لیلا تو
هوش مصنوعی: گاهی که با محبت و ناز و کرشمه رفتار میکنی، گاهی هم بینیاز و بیتوجه هستی. هر دو حال برای تو زیباست؛ هم مجنون و هم لیلا را به تو میآید.
از دیده هر عاقل پیوسته توئی پنهانوندر نظر عارف همواره هویدا تو
هوش مصنوعی: در نظر هر شخص عاقل، تو همیشه پنهان هستی، اما در دیدگاه عارفان، همیشه به روشنی حضور داری.
در میکده وحدت از عقل بتشویشیمدر ده قدح باده ای ساقی و صهبا تو
هوش مصنوعی: در میخانهای که تنها به اتحاد و یکدلی میاندیشیم، از تفکرات عقلانی دور شویم و ای ساقی، برای ما یک جام شراب بیاور.
من نقد دل و جان را در پای تو افشانمگر دست دهد خلوت ای دوست شبی با تو
هوش مصنوعی: اگر فرصتی دست دهد، شب را تنها با تو سپری میکنم و جان و دل خود را در راه تو میگذارم.
با غمزه فتانت از بهر حسین الحقانگیخته ای ای جان صد فتنه به تنها تو
هوش مصنوعی: عشوه و ناز تو برای حسین، حقیقتاً باعث ایجاد چندین فتنه و شور و حال شده است، ای جان. تو به تنهایی قدرتی داری که میتواند این همه هیجان و آشوب به پا کند.