شمارهٔ ۲۱۶
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق عمیق و جنونآمیز عاشق به معشوق است. شاعر میگوید که دلش را به عشق او گره زده و هیچگاه نمیتواند کعبه را به مانند بتخانهها بتکده کند. او از حالتی مست و خراب صحبت میکند که در آن نه عقل را میشناسد و نه دلش را. عشق او نهتنها نشانههایی از جنون و درد را به وجود آورده، بلکه باعث شده تمامی عاقلان و فرزانگان را تحت تأثیر قرار دهد. در نهایت، شاعر از ضرورت غوص در عمق عشق و جدایی از زنجیرهای دنیوی سخن میگوید.
ای گنج سودای ترا کنج دلم ویرانهشمع تجلای ترا شهباز جان پروانه
هوش مصنوعی: ای گنجی که در دل من حضور داری، خود را در ویرانهی احساساتم قرار بده. چون شمعی که نورش من را میافروزاند، تو برای جان من همچون پرندهای هستی که به دور پروانه میچرخد.
دل جای عشقت ساختم از غیر تو پرداختمحاشا که سازم کعبه را چون کافران بتخانه
هوش مصنوعی: دل من را برای عشق تو ساختهام و از چیزهای دیگر خالی کردهام. هرگز نمیگذارم که کعبه را مانند بتپرستان تبدیل به مکان دیگری کنم.
در روضه فردوس اگر دیدار بنمائی دمیبینند اهل معرفت آنرا کم از کاشانه
هوش مصنوعی: اگر اهل معرفت لحظهای در بهشت با تو دیدار کنند، آن را کمارزشتر از خانه خود میدانند.
مست و خرابم تا ابد نی دل شناسم نی خردکاندر خرابات ازل نوشیده ام پیمانه
هوش مصنوعی: من همیشه در حالت افسردگی و ناآرامی هستم و نه دلم را میشناسم و نه عقل خود را. چون در این مکان پر از بیخودی از دیرباز جرعهای نوشیدهام.
عشقت علم افراشته صد تخم فتنه کاشتهواندر جهان نگذاشته یک عاقل و فرزانه
هوش مصنوعی: عشق تو به اندازهای بلند است که صد نوع مشکل و فتنه به بار آورده و در جهان هیچ عاقل و دانایی باقی نگذاشته است.
غواصی بحر قدم گر باید از سر کن قدمدرکش بقعر بحر دم آنگه بجو دردانه
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به عمق دریا نفوذ کنی، باید از اولین قدم شروع کنی و خودت را تا پایینترین نقطه دریا ببر. پس از آن، به دنبال چیزهای ارزشمند بگرد.
تا کی پی سودائیان زنجیر جنبانی حسینخود لایق زنجیر تو کو در جهان دیوانه
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی در پی خیال و آرزوهای دیوانهوار خود باشی؟ تو که لایق زنجیری همچون حسین هستی، چرا خود را به زنجیرهای دیگر میکشی؟