شمارهٔ ۲۳۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره اهمیت و نقش عشق در زندگی انسانهاست. شاعر به بیان این نکته میپردازد که اگر عشق الهی و ازلی در زندگی وجود نداشت، انسانها به شناخت و معرفت لازم نمیرسیدند و در حقیقت، شایستگیها و مقامات بلند به دست نمیآمد. او از شخصیتهای بزرگ تاریخ مانند موسی و حسین سخن میگوید و بیان میکند که عشق و علاقه به حق و حقیقت، موجب تحقق مقام و منزلتهای عالی میشود. در نهایت، شاعر بر این عقیده است که عشق، کلید اصلی درک و ارتباط با عالم بالاست و بدون آن، انسانها به حقیقت نخواهند رسید.
گر عشق ازل بدرقه راه نبودیجانم ز حریم حرم آگاه نبودی
هوش مصنوعی: اگر عشق ازلی همراه من نبود، روح من به معنای واقعی از فضای مقدس آگاه نمیبود.
گر طالب حق دامن پیری نگرفتیشایسته درگاه شهنشاه نبودی
هوش مصنوعی: اگر در جستجوی حقیقت بودی و از راهنمایی پیران بهرهمند نمیشدی، شایسته پذیرش در درگاه پادشاه نبودی.
گر طور ز موسی نبدی از اثر عشقسر مست تجلی رخ شاه نبودی
هوش مصنوعی: اگر کوه طور به خاطر عشق جلوهگری نداشت، هیچگاه نمیتوانستی زیبایی چهرهی پادشاه را ببینی.
گر کعبه ز احمد نشدی صاحب تشریفتا حشر سزاوار چنین جاه نبودی
هوش مصنوعی: اگر تو از نسب احمد (پیامبر) بهرهمند نبودی و در روز قیامت شایستهی چنین مقام و جایگاهی نمیبودی.
گر شاه خلایق نشدی جلوه گر حسنچندین تتق و خیمه و خرگاه نبودی
هوش مصنوعی: اگر تو سرور و پادشاه مردم نبودی، هیچگاه زیبایی و شکوه این همه تخت و خیمه و منزلت را نمیدیدیم.
منصور ز جانبازی خود شوق نکردیگر جذب نهانیش ز درگاه نبودی
هوش مصنوعی: تو از جانبازی خود بیرغبت نبودی، اگر که کشش پنهان او از درگاهش نبود.
گر جان حسین از غم فرقت نشدی ریشهر دم جگرش سوخته از آه نبودی
هوش مصنوعی: اگر جان حسین به خاطر غم جدایی نمیسوخت، هر لحظه جگرش از آه و اندوه نمیسوزد.