شمارهٔ ۲۳۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و شور و شوق دیدار محبوب است. شاعر از ناتوانی خود در برابر شوقی که به محبوب دارد میگوید و نمیتواند صبر کند تا او را ببیند. او به سوز و گداز قلبش از عشق اشاره میکند و از لحظهای که محبوبش از پرده نهان خارج شود، ابراز نگرانی میکند. شاعر همچنین به عظمت و زیبایی محبوب اشاره میکند و میگوید که به خاطر عشقش حاضر است جان بدهد. او از مقام و سلطنتی که دارد شرمسار است و به این نکته اشاره میکند که حتی پادشاهان نیز در برابر عشق حسین، مقام و سلطنت خود را فراموش میکنند و به بندگی او درمیآیند.
فرخنده زمانی که تو دیدار نمائیفرخ نفسی کز در عشاق درآئی
هوش مصنوعی: زمانی که تو را ملاقات میکنم، زمانی خوشایند و دلپذیری است که در آن روح عشق و شادابی به زندگی عاشقان میبخشی.
نی صبر مرا کز تو زمانی بشکیبمنی طاقت آنم که تو دیدار نمائی
هوش مصنوعی: من نه صبر دارم که مدتی بدون تو زندگی کنم و نه توانایی این را دارم که دوباره تو را ملاقات کنم.
در پرده نهانی و من از عشق تو سوزانای وای از آن لحظه که از پرده برآئی
هوش مصنوعی: در دل من عشق تو شعلهور است و در سکوت و پنهان ماندهام. وای به حال آن زمانی که تو از پنهان بیرون بیایی و عشقام نمایان شود.
گویند که از پرتو انوار جمالتسوزند جهانی چو نقابی بگشائی
هوش مصنوعی: میگویند وقتی که تو زیباییات را آشکار کنی، جهانیان از درخشش آن میسوزند.
در پیش تو جانباختن و سوختن ای جانزان به که بسوزد دلم از داغ جدائی
هوش مصنوعی: فدای تو شوم و تحمل رنج و درد جدایی را دارم، بهتر است که من به خاطر تو بسوزم تا اینکه دل من به خاطر جدایی از تو بسوزد.
عار آیدم از سلطنت ملک دو عالمگر بر در تو باشدم امکان گدائی
هوش مصنوعی: اگر در درگاه تو باشم و نیازمند تو باشم، از سلطنت و مقام دو جهان نیز شرمنده میشوم.
شاهان جهان بنده درگاه حسین اندتا گفته ای از لطف که تو بنده مائی
هوش مصنوعی: پادشاهان دنیا همواره در خدمت و ادای احترام حسین هستند؛ زیرا تو به آنها یادآوری میکنی که در نهایت، همه ما بندهایم.