شمارهٔ ۲۶۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره دستیابی به اسرار عشق و حقیقت وجودی است. شاعر به کسی که به خرابات و مغان (جایی که عشق و شور و حال در آن وجود دارد) میرود، امید میدهد که به رازهای نهان پی ببرد. او از خواندن شراب جانافزا و برحذر کردن از دنیای مادی برای دستیابی به محبت واقعی سخن میگوید. همچنین به فرد توصیه میکند که برای وصال دوست باید از تعلق به دنیا فاصله بگیرد و در خلوت دل با یار خود مانوس شود. در نهایت تاکید دارد بر اینکه برای رسیدن به عشق حقیقی، باید همه چیز را در راه دلدار فدای عشق کرد.
راه اگر سوی خرابات مغان دریابیدارد امید که اسرار نهان دریابی
هوش مصنوعی: اگر به سوی خرابات و میخانهها بروی، هنوز امیدی هست که به رازهای پنهان دست پیدا کنی.
از سر هستی موهوم سبک برخیزیگر از آن ساقی جان رطل گران دریابی
هوش مصنوعی: از وجود خیالی و بیاساس خود دست بردار و سبکبال شو؛ چون اگر از آن ساقی حقیقت زندگی را که ارزش زیادی دارد، درک کنی، به آزادی و روشنی دست خواهی یافت.
دوست را کز دو جهان مسند او بیرونستچو تبرا کنی از هر دو جهان دریابی
هوش مصنوعی: اگر کسی را در دو جهان از خود دور کنی، به مانند این است که او را از هر دو جهان جدا کردهای. در این صورت، تو میتوانی به او نزدیکتر شوی و به ارزشهای واقعیاش پی ببری.
تا نشانی بود آن نام تو باقی در عشقنیست ممکن که از او نام و نشان دریابی
هوش مصنوعی: تا زمانی که نشانی از عشق تو وجود دارد، نمیتوان انتظار داشت که از آن عشق هیچ نام و نشانی باقی نماند.
خلوت دل که در او یار تو ماوی سازدادب آن نیست که اغیار در آن دریابی
هوش مصنوعی: در دل آدمی جایی برای یار و معشوقش وجود دارد و باید بدانیم که این فضا باید به دور از حضور دیگران باشد. ادب و احترام این است که دیگران در این خلوت نفوذ نکنند و آن را مورد تماشا قرار ندهند.
گر دل از مهر هوای دگران برگیریدوست را جانب خود دل نگران دریابی
هوش مصنوعی: اگر دل از محبت و علاقه به دیگران خالی کنی، دوست را میتوانی به سوی خود جذب کنی و نگرانیهای دل او را درک خواهی کرد.
همه تن خاک شو اندر ره دلدار حسینتا رهی سوی سراپرده جان دریابی
هوش مصنوعی: خود را کاملاً فدای عشق حسین کن، تا از طریق این عشق به مقام و منزلت واقعی و دلی برسی.