غزل شمارهٔ ۸۴
هوش مصنوعی: این شعر از عطار نیشابوری به توصیف احساس عمیق عشق و عشق الهی میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق معشوق در میان جان او وجود دارد و همه چیز برای او بیارزش است. او از کمبود شناخت و درک عشق در جهان به شدت ابراز تاسف میکند و عشق را گنجی گمشده میداند. شاعر همچنین اشاره میکند که اندوه معشوق مانند کوهی بزرگ و آرزوی وصال به آن همچون دریا بیکران است. در نهایت، او به بیتابی و اشتیاق برای وصالی جاودانه اشاره میکند که آرامش جانش را به همراه دارد.
تا عشق تودر میان جان استجان بر همه چیز کامران است
هوش مصنوعی: وقتی عشق تو در دل وجود دارد، زندگی بر هر چیز دیگری شایستهتر و موفقتر خواهد بود.
یارب چه کسی که در دو عالمکس قیمت عشق تو ، نَدان است
هوش مصنوعی: ای کاش کسی پیدا میشد که در این دو جهان، ارزش و بهای عشق تو را درک میکرد.
عشقت به همه جهان دریغ استزان است که از جهان نهان است
هوش مصنوعی: عشق تو آنقدر گرانبهاست که نمیتوان به سادگی آن را برای دیگران صرف کرد، زیرا این عشق در عمق وجود خود و در پس پردهها پنهان است و به آسانی قابل مشاهده نیست.
اندوه تو کوه بیقرار استسودای تو بحر بی کران است
هوش مصنوعی: غم تو همچون کوهی است که آرام و قرار ندارد، و عشق تو همانند دریایی بیپایان و وسیع است.
شادی دل کسی که دایمبا درد غم تو شادمان است
هوش مصنوعی: شادی قلب کسی که همیشه با اندوه و غم تو خوشحال است.
با تو نفسی نشسته بودمدیری است کم آرزوی آن است
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که با تو نشستهام و دیگر آرزوی چیز خاصی ندارم.
گر دست دهد دمی وصالتپیش از اجل آرزوی آن است
هوش مصنوعی: اگر فرصتی پیش بیاید که قبل از مرگ به وصالت برسم، آرزوی من همین است.
جانا چو تو از جهان فزونیخود جان ز چه بستهٔ جهان است
هوش مصنوعی: عزیزم، تو که از همه چیز در دنیا برتر هستی، پس چرا روح خود را به چیزهای دنیوی محدود کردهای؟
بی صبر و قرار جان عطاربر بوی وصال جاودان است
هوش مصنوعی: عطار که همیشه پر از روزنای عشق و انتظار است، به شدت در جستجوی بوی وصال و پیوندی ابدی است. او به خاطر این اشتیاق نمیتواند آرامش داشته باشد.