غزل شمارهٔ ۱۴۳
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از زیبایی و جذبه معشوق سخن میگوید و او را به عنوان پادشاهی در عالم عشق معرفی میکند. او به تضاد بین خطای ظاهری و زیبایی واقعی اشاره میکند و میگوید که عشاق حتی از خطاها و اشتباهات معشوق نیز متوجه نمیشوند، زیرا عشق به او آنها را مجذوب کرده است. همچنین، شاعر بیان میکند که عشق به معشوق نمیتواند زهد و پاکی را به همراه داشته باشد و هیچکس نمیتواند به گناه او نزدیک شود. در نهایت، او به تأثیرات عمیق و قابل توجهی که معشوق بر دل عاشقان دارد، اشاره میکند و به عطاری میگوید که حتی اگر او شکری برای معشوق ببرد، این کار به معنای برآورده شدن خواستههای او خواهد بود.
ای مُشکِ ختا ، خطِ سیاهتخورشید درم خرید ماهت
هوش مصنوعی: ای مشک، خط سیاه تو باعث شده که خورشید برای من ارزشمندتر شود و ماهِ تو هم مورد توجه قرار گیرد.
هرگز به خطا خطی نیفتادسر سبزتر از خط سیاهت
هوش مصنوعی: هرگز اشتباهی رخ نداد که از تو سبزتر باشد، زیرا تو از سیاهی و نامناسبی دوری کردهای.
در عالم حسن پادشاهیجان همه عاشقان سپاهت
هوش مصنوعی: در دنیای زیبایی، تو مانند پادشاهی هستی که جان همه عاشقان به تو وابسته است.
چون بنده شدند پادشاهانتمینتوان خواند پادشاهت
هوش مصنوعی: زمانی که بندگان تو به بندگی درآمدند، دیگر نمیتوانند تو را پادشاه خطاب کنند.
گردان گردان سپهر سرکشجویان جویان ز دیر گاهت
هوش مصنوعی: آسمان پرچرخش و سرکش، همانند جویندگان قدیمی، به دنبال تو و یاد تو در حال حرکت است.
بر خاک از آن فتاد خورشیدتا ذره بود ز خاک راهت
هوش مصنوعی: خورشید به خاطر ذرهای که از زمین بود، بر روی خاک افتاد و از این حادثه نشانهای برای راه تو رقم خورد.
چون چین قبا به هم درافتندعشاق چو کژ نهی کلاهت
هوش مصنوعی: وقتی عاشقان به هم میرسند و درگیر میشوند، درست مانند این است که کلاهی را که به حالت کج گذاشتهای، به امید اصلاح کردنش، دوباره به سر میگذاری.
در عشق تو زهد چون توان کردچون کس نرسد به یک گناهت
هوش مصنوعی: در عشق تو، چطور میتوان به زهد و پرهیز بپرداخت، وقتی که هیچکس نمیتواند به یک گناه تو برسد؟
بس آه که عاشقانت کردنددل نرم نشد ز هیچ آهت
هوش مصنوعی: افراد عاشق با آه و نالههای تو نتوانستند دل نرم و آسیبپذیری پیدا کنند.
هرگز نرسد ور آن همه آهدرهم بندی به بارگاهت
هوش مصنوعی: هرگز به بارگاهت نمیرسد، حتی اگر آنقدر گله و شکایت کنم که دل را بشکافد.
آن دم که ز پرده رخ نماییصد فتنه نشسته در پناهت
هوش مصنوعی: زمانی که تو از پشت پرده بیرون بیایی و چهرهات را نشان بدهی، هزاران آشوب و دیوانگی در سایهات پنهان شده است.
وانگه که ز لب شکر گشاییصد خوزستان زکات خواهت
هوش مصنوعی: زمانی که لبان تو به لبخند شکرین باز میشوند، هزاران خوزستان با نیکی و دوستانه به سوی تو میآیند.
گر تو شکری دهی به عطاراین صدقه فتد به جایگاهت
هوش مصنوعی: اگر تو شکری به عطار بدهی، این نیکی به خودت باز میگردد و نتیجهاش به خاطر اوایل خوبی که کردهای، نصیب خودت میشود.