غزل شمارهٔ ۱۴۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان زوال و گذر زمان میپردازد و اشاره میکند که کشتی عمر انسان به طور ناگهانی به ساحل افتاده و زندگی به چالش کشیده شده است. او از تغییرات و ناامیدیهایی صحبت میکند که در زندگی رخ میدهد و به دشواریهایی که باید تحمل کرده شود اشاره دارد. همچنین به تناقضات زندگی، مانند شادی و غم و زیبایی و زشتی، میپردازد و در نهایت امید خود را در شرایط سخت ابراز میکند. شاعر در اینجا تأکید دارد که در مواجهه با مشکلات و ناامیدیها، باید صبر و آرامش را حفظ کرد.
کشتی عمر ما کنار افتادرخت در آب رفت و کار افتاد
کشتی عمر ما به گل نشست و سرمایه زندگی ما را آب برد.
موی همرنگ کفک دریا شدوز دهان در شاهوار افتاد
موها همه سفید شده و دندانها ریخته است.
روز عمری که بیخ بر باد استبا سر شاخ روزگار افتاد
عمر بیحاصل و بینتیجه بر سر شاخ روزگار افتاد.
سر به ره در نهاد سیل اجلشورشی سخت در حصار افتاد
هوش مصنوعی: سیل مرگ به شدت درگیر شده و به حصاری که برای جلوگیری از آن ایجاد شده بود، حمله کرده است.
مستییی بود عهد برناییاین زمان کار با خمار افتاد
هوش مصنوعی: این دوران، زمانی بود که شوق و سرخوشی تجربه میشد، اما اکنون حالتی از غم و ناآرامی بر آن حاکم شده است.
چون به مقصد رسم که بر سر راهخر نگونسار گشت و بار افتاد
هوش مصنوعی: وقتی به مقصد رسیدم، بر سر راه ناگهان بار سنگینی که با خود داشتم افتاد و مسیرم را دشوار کرد.
گل چگویم ز گلستان جهانکه به یک گل هزار خار افتاد
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم از زیباییهای دنیا بگویم در حالی که به خاطر یک گل، هزار خار وجود دارد؟
هر که در گلستان دنیا خفتپای او در دهان مار افتاد
هوش مصنوعی: هر کسی که در دنیا غرق لذتها و خوشیها شود، ممکن است به خطرات و مشکلاتی دچار شود که مانند مار، به او آسیب برساند.
هر که یک دم شمرد در شادیدر غم و رنج بی شمار افتاد
هوش مصنوعی: هر کسی که در لحظهای شاد باشد، ممکن است در حالتهای دیگر دچار غم و سختیهای فراوانی شود.
بی قراری چرا کنی چندینچه کنی چون چنین قرار افتاد
هوش مصنوعی: چرا این همه بیقراری میکنی، وقتی اینگونه سرنوشت رقم خورده است؟
چه توان کرد اگر ز سکهٔ عمرنقد عمر تو کم عیار افتاد
هوش مصنوعی: چه میتوان کرد اگر ارزش زمان و زندگیات کم شود و به اندازه کافی باارزش نباشد؟
تو مزن دم خموش باش خموشکه نه این کار اختیار افتاد
هوش مصنوعی: سخن نگو و ساکت بمان، زیرا این کار نه به اختیار تو است.
گر نبودی امید، وای دلملیک عطار امیدوار افتاد
هوش مصنوعی: اگر امیدی نبود، وای به حال قلبم، اما عطار با امید به زندگی ادامه داد.