غزل شمارهٔ ۱۵۹
هوش مصنوعی: این شعر به احوالات عاشقانه و دلتنگی برای معشوق میپردازد. شاعر بیان میکند که دل انسان نمیتواند از یاد و هوای محبوب غافل شود و هیچ کسی در دنیا توانایی تحمل این دلتنگی را ندارد. احساس عشق و longing کاملاً در وجود عاشق نفوذ کرده و نمیتواند از آن رهایی یابد. حتی در لحظاتی که زبان به یاد محبوب نمیچرخد، دل و دیده همچنان به یاد او مشغول هستند. در نهایت، شاعر با اشاره به ناتوانی خود در ابراز کامل این احساسات، یادآور میشود که عشق او از هر چیزی با ارزشتر است.
دل ز هوای تو یک زمان نشکیبددل چه بود عقل و وهم جان نشکیبد
هوش مصنوعی: دل به یاد تو هرگز آرام نمیگیرد، اگر دل نباشد، پس عقل و خیال هم چه معنایی دارند؟
هر که دلی دارد و نشان تو یابداز طلب چون تو دلستان نشکیبد
هوش مصنوعی: هر کسی که دل عاشق و شوق تو را دارد، به هیچکس دیگری عشق نمیورزد و دلش را از چشیدن عشق تو خوش نمیشود.
گرچه جهان را بسی کس است شکیباهیچ کسی از تو در جهان نشکیبد
هوش مصنوعی: هرچند در دنیا افراد زیادی وجود دارند که صبورند، اما هیچکس به اندازه تو در این دنیا صبر نکرده است.
ذرهٔ سودای تو که سود جهان استسود دل آن است کز زیان نشکیبد
هوش مصنوعی: ذرهای از آرزوی تو که باعث بهرهمندی از دنیا است، در واقع بهرهای از دل است که از ضرر و زیان مصون است.
گرچه زبان را مجال یاد تو نبودیک نفس از یاد تو زبان نشکیبد
هوش مصنوعی: هرچند زبان فرصتی برای یادآوری تو نداشت، اما یک لحظه هم از یاد تو غافل نشد.
چون نشکیبد ز آب ماهی بی آبدیده ز ماه تو همچنان نشکیبد
هوش مصنوعی: وقتی ماهی از آب بیرون میآید، بدون آب میمیرد. من هم مانند ماهی، به خاطر دوری از تو، از عشق و اشتیاق بیقرارم.
مردم آبی چشم از آتش عشقتبی رخت از آب یک زمان نشکیبد
هوش مصنوعی: مردم با چشمان آبیشان، به خاطر عشق تو که بدون حضور تو سوزاننده است، از آب یک لحظه هم نمینوشند.
گرچه بنالم ولی نه آن ز تو نالمناله کنم زانکه ناتوان نشکیبد
هوش مصنوعی: هرچند که دلاویزهایی دارم، اما نه به خاطر تو گلایه میکنم. نالهام از این است که ضعف و ناتوانی، مرا در آغوش فشرده است.
چون نرسد دست من به جز به فغانینیست عجب گر ز دل فغان نشکیبد
هوش مصنوعی: هرگاه که دستم به چیزی نرسد، جز فریاد و ناله چارهای نمیماند. جای تعجب نیست اگر دل از اندوه و حسرت ناله کند.
مینشکیبد دمی ز کوی تو عطاربلبل گویا ز بوستان نشکیبد
هوش مصنوعی: بلبل در باغ گل نمیتواند لحظهای از یاد تو غافل شود؛ زیرا حضور تو برای او خیلی دلنشین و ارزشمند است.