غزل شمارهٔ ۱۶۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساس عمیق عاشقانه و دردهای ناشی از دوری و فراق است. شاعر میگوید که اگر دلدارش برای او دردی بفرستد، او را شفا خواهد داد و این درد برایش ارزشمندتر از درمان است. او بیان میکند که اگر بدون دلدارش حتی لحظهای از دل برآید، ممکن است عذابی بر او وارد شود که فقط عشق میتواند تحمل کند. همچنین شاعر از علاقهاش به وصال و راز عشق میگوید و گله میکند که دوری از محبوبش او را به درد و رنج میاندازد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که در عشق و خدمت به محبوبش، حتی اگر دچار مشکلات و سختیها شود، همچنان ادامه خواهد داد.
هر آن دردی که دلدارم فرستدشفای جان بیمارم فرستد
هوش مصنوعی: هر دردی که معشوقم برای من بفرستد، به دلم آرامش و شفا میدهد.
چو درمان است درد او دلم راسزد گر درد بسیارم فرستد
هوش مصنوعی: اگر دردی که او دارد، داروی دل من باشد، پس سزاوار است که او درد زیادی به من بفرستد.
اگر بی او دمی از دل برآرمکه داند تا چه تیمارم فرستد
هوش مصنوعی: اگر لحظهای بدون او از دل شکوایهای کنم، کسی نیست که بداند چه درد و غمی برایم به وجود میآورد.
وگر در عشق او از جان برآیمهزاران جان به ایثارم فرستد
هوش مصنوعی: اگر در عشق او جانم را فدای او کنم، هزاران جان دیگر را برای او تقدیم میکنم.
وگر در جویم از دریای وصلشبه دریا در نگونسارم فرستد
هوش مصنوعی: اگر در پی جستجوی وصل او باشم و در این راه به دریا فرستاده شوم، ناامید و خسته در دلم نشسته خواهد بود.
وگر از راز او رمزی بگویمز غیرت بر سر دارم فرستد
هوش مصنوعی: اگر از راز او چیزی بگویم، بر اثر غیرت او ممکن است مرا به دار بفرستد.
چو در دیرم دمی حاضر نبیندز مسجد سوی خمارم فرستد
هوش مصنوعی: وقتی که در مکان عبادت لحظهای حاضر نمیبیند، مرا به سوی میخانه میفرستد.
چو دام زرق بیند در برم دلقبسوزد دلق و زنارم فرستد
هوش مصنوعی: وقتی که نمایشی از فریب را در آغوش خود مشاهده کند، لباس چرمی من را میسوزاند و کمربندم را به سمت من پرتاب میکند.
چو گبر نفس بیند در نهادمبه آتشگاه کفارم فرستد
هوش مصنوعی: وقتی که کافر به نفس خود نگاه کند، آن را به آتشگاه دشمنان میفرستد.
به دیرم درکشد تا مست گردمبه صد عبرت به بازارم فرستد
هوش مصنوعی: به میخانه میبردم تا مست شوم و با هزاران درس و عبرت، به بازار میفرستد.
چو بی کارم کند از کار عالمپس آنگه از پی کارم فرستد
هوش مصنوعی: وقتی بیکارم، دنیا از من غافل میشود و سپس به دنبال کار من میافتد.
چو در خدمت چنان گردم که بایدبه خلوت پیش عطارم فرستد
هوش مصنوعی: وقتی به اندازهای در خدمت و کارم پیشرفت کنم که شایسته باشد، او مرا به تنهایی پیش عطار میفرستد.