غزل شمارهٔ ۱۷۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و جذابیت زلف معشوق است. شاعر به زیبایی و فریبندگی زلف معشوق اشاره میکند و توضیح میدهد که چگونه دل و جان افراد در پی جذبههای او گرفتار میشوند. او از نابودی دلها و جانها در این مسیر سخن میگوید، و نشان میدهد که چطور زلف معشوق به شکلی کلفت و پیچیده، افراد را در دام عشق خود میاندازد. در پایان، شاعر به ناچاری و اضطرار دلهای عاشق اشاره میکند که به این زیباییها تن میدهند.
تا زلف تو همچو مار میپیچدجان بی دل و بی قرار میپیچد
هوش مصنوعی: وقتی که موهای تو مانند مار تاب میخورد، جان بیدلم نیز به تلاطم و پیچ و خم میافتد.
دل بود بسی در انتظار تودر هر پیچی هزار میپیچد
هوش مصنوعی: دل، در هر دور و پیچ، به شدت منتظر توست و هر لحظه به هزار راه میگردد تا به تو برسد.
زان میپیچم که تاج را چندینزلف تو کمندوار میپیچد
هوش مصنوعی: من از بوی می و مستی به سراغ تو میآیم، چون زلفهای تو به زیبایی و پیچیدگی تاجی روی سر میچرخند.
بس جان که ز پیچ حلقهٔ زلفتدر حلقهٔ بی شمار میپیچد
هوش مصنوعی: بسیاری از جانی که به خاطر پیچیدگی و زیبایی حلقههای موی تو، در عشق و شیدایی فرو میرود.
بس دل که ز زلف تابدار توچو زلف تو تابدار میپیچد
هوش مصنوعی: بسیاری از دلها به خاطر زیبایی و جاذبههای زلف تو، همچون خود زلف تو، به حالت پیچیده و پریشان درآمدهاند.
بس تن که ز بار عشق یک مویتبی روی تو زیر دار میپیچد
هوش مصنوعی: در پی عشق تو، تن من به شدت آشفته و بیقرار است و حتی یک تار مویت باعث میشود که در اضطراب و تنگنا قرار بگیرد.
تو میگذری ز ناز بس فارغو او بر سر دار زار میپیچد
هوش مصنوعی: تو با ناز و بیخیالی از کنار میگذری، در حالی که او در حالتی عذابآور و پریشان بر دار است.
هر دل که شکار زلف تو گرددجان میدهد و چو مار میپیچد
هوش مصنوعی: هر دلی که در دام زلف تو بیفتد، جانش را فدای تو میکند و مانند ماری در اطراف تو پیچ و تاب میخورد.
ترکانه و چست هندوی زلفتبس نادره در شکار میپیچد
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت موهای تو مانند یک پرندهی نادر است که در حال پرواز و به دام افتادن میپیچد.
هر دل که ز دام زلف تو بجهدزان چهرهٔ چون نگار میپیچد
هوش مصنوعی: هر دلی که از دام زلف تو رهایی یابد، از زیبایی چهرهات به شدت تحت تاثیر قرار میگیرد و دچار حیرت و شگفتی میشود.
چون میپیچد فرید بپذیرشزیرا که به اضطرار میپیچد
هوش مصنوعی: زمانی که فرید در حال پیچیدن و تغییر است، باید او را بپذیریم چرا که این تغییرات به خاطر شرایطی اضطراری و ناگزیر به وجود آمدهاند.