غزل شمارهٔ ۱۷۳
هوش مصنوعی: در این شعر، عطار نیشابوری به وصف عشق و زیبایی معشوق میپردازد. او توضیح میدهد که هر چه زیبایی و خوبی معشوق بیشتر شود، تاثیر آن بر دنیا و آسمان نیز بیشتر میشود. عشق به معشوق باعث میشود انسان از دنیا و حتی از عقل و خرد فاصله بگیرد و درگیر درد و حسرت شود. عطار به بیان احساسات عاشقانهاش میپردازد و بیان میکند که عشقش هر روز بیشتر میشود و در غم و فراق معشوق غرق است. این شعر به زیبایی و تاثیر عمیق عشق بر زندگی اشاره دارد و احساسات درونی عاشق را به تصویر میکشد.
گر نکوییت بیشتر گرددآسمان در زمین به سر گردد
هوش مصنوعی: اگر خوبیهای تو بیشتر شود، زمین و آسمان به هم میآمیزند.
آفتابی که هر دو عالم راکار ازو همچو آب زر گردد
هوش مصنوعی: خورشیدی که وجودش باعث میشود زندگی و جهان به شکلی ارزشمند و درخشان شود، مانند طلای مایع که زینتدهنده هر چیزی است.
زآرزوی رخ تو هر روزیروی بر خاک دربدر گردد
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوی دیدن چهرهات، هر روز بر زمین میافتم و به شدت دلتنگ میشوم.
نرسد آفتاب در گردتگرچه صد قرن گرد در گردد
هوش مصنوعی: اگرچه صد سال هم بگردی، باز هم آفتاب به تو نمیرسد.
گر بیابد کمال تو جزویعقل کل مست و بیخبر گردد
هوش مصنوعی: اگر کسی به کمال تو دست یابد، تمام عقل کل نیز مست و بیخبر خواهد شد.
صبح از شرم سر به جیب کشددامن آفتاب تر گردد
هوش مصنوعی: صبح به قدری زیبا و دلنشین است که از خجالت، خودش را در دامن آفتاب پنهان میکند و به این ترتیب، آفتاب هم زیباتر و درخشانتر میشود.
هر که بر یاد چشمهٔ نوشتزهر قاتل خورد شکر گردد
هوش مصنوعی: هر کسی که به یاد چشمی که نوشته، زهر مرگبار بنوشد، در پایان به شیرینی خواهد رسید.
درد عشق تو را که افزون بادگر کنم چاره بیشتر گردد
هوش مصنوعی: درد عشق تو را که زیادتر شود، اگر من درمانی کنم، درد بیشتر خواهد شد.
چون ز عشقت سخن رود جاییسخن عقل مختصر گردد
هوش مصنوعی: وقتی درباره عشق تو صحبت میشود، سخنان عقل دیگر کوتاه و بیمقدار میشوند.
چه دهی دم مرا دلم برسوزکاتش از باد تیزتر گردد
هوش مصنوعی: هر چه میکنی، دل مرا به آتش بکش، زیرا آتش از سرعت باد هم تندتر میشود.
بر رخم گرچه خون دل گرم استاز دم سرد من جگر گردد
هوش مصنوعی: هرچند که در چهرهام نشانههای غم و درد دیده میشود، اما بیاحساسی و سردی من باعث میشود که دیگران به سختی آسیب ببینند.
دل عطار هر زمان بی تودر میان غمی دگر گردد
هوش مصنوعی: دل عطار همیشه در غم و اندوهی جدید به سر میبرد وقتی که تو در کنار او نیستی.