غزل شمارهٔ ۱۹۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و گذر زمان اشاره میکند و با تشبیههای مختلف به وضوح نشان میدهد که چگونه عمر و لحظات زندگی سریع و بیرحمانه میگذرند. او دم عیسی و آب خضر را به عنوان نمادهایی از زندگی و روح حیات معرفی میکند که از کنار ما میگذرد. شاعر از این گذر سریع در عجب است و به شرایط ناپایدار گلها، لالهها و ابری که قطرات آب را به همراه دارد، میپردازد. در نهایت، با بیان عشق و طرب در دلها، به لذتهای گذرا و لحظات شیرین زندگی اشاره میکند که همچون شکر بر لبهای عاشق میگذرد. شعر به ما یادآوری میکند که باید قدر لحظات را بدانیم و از زیباییهای زندگی بهره ببریم.
دم عیسی است که با باد سحر میگذردوآب خضر است که بر روی خضر میگذرد
هوش مصنوعی: لحظهها و زمانهایی را توصیف میکند که در آنها زندگی و طبیعت با زیبایی و شگفتی به حرکت درمیآید، انگار که روحی الهی در حال گردش است. همچنین اشاره به جویبارهای زندگی دارد که به طراوت و شادابی منتهی میشود.
عمر اگرچه گذران است عجب میدارمبا چنان باد و چنین آب اگر میگذرد
هوش مصنوعی: با وجود اینکه عمر ما به سرعت میگذرد، تعجب میکنم از این که با چنین بادی و چنین آبی در حال گذر است.
میندانم که ز فردوس صبا بهر چه کارمیرسد حالی و چون مرغ به پر میگذرد
هوش مصنوعی: نمیدانم که نسیم از بهشت برای چه کاری میآید و حال من مثل پرندهای است که به سرعت گذر میکند.
یاسمین را که اگر هست بقایی نفسی استهر نفس جلوهگر از دست دگر میگذرد
هوش مصنوعی: اگر یاسمین وجود دارد، نشان از زنده بودن نفس است؛ اما هر دم که نفس در میآید، جلوهای از زیبایی میفروشد و این زیبایی بهسرعت از دست میرود.
لاله بس گرم مزاج است که با سردی کوهبا دلی سوخته در خون جگر میگذرد
هوش مصنوعی: لاله طبیعی حساس و زودگرمی دارد و حتی در شرایط سخت و سردی کوهستان با دل پر از درد و غم، به زندگی خود ادامه میدهد.
گوییا عمر گل تازه صبای سحر استکز پس پرده برون نامده بر میگذرد
هوش مصنوعی: به نظر میرسد عمر گل تازه مانند صبح زود گذرا است و همچون سحری که هنوز از پس پرده ناپیداست، به سرعت به پایان میرسد.
گل سیراب که از آتش دل تشنه لب استآب خواهی است که با جام بزر میگذرد
هوش مصنوعی: گل سیراب، نشانهای از دل پرشور و بیقرار است که به آب نیاز دارد. اینجا اشاره به این دارد که خواستهای عمیق و دلخواه مثل یک جام بزرگ در زندگی وجود دارد که در نهایت به سمت آن حرکت میکند.
ابر پر آب کند جامش و از ابر او راجام نابرده به لب آب ز سر میگذرد
هوش مصنوعی: ابر پر از آب میشود و میتواند به راحتی ظرفش را پر کند، اما او که از جام خود آب نخورده، همچنان از سر آب میگذرد و به آن دسترسی ندارد.
در عجب ماندهام تا گلتر را به دریغاین چه عمر است که ناآمده در میگذرد
هوش مصنوعی: من در تعجبم که چهطور زمان با گذشت خود، زندگی را به ما میدهد، در حالی که هنوز به دست نیامده و نرسیده است.
ابر از خجلت و تشویر درافشانی شاهمیدمد آتش و با دامن تر میگذرد
هوش مصنوعی: ابر به خاطر شرم و نگرانیش از قدرت شاه، مانند شخصی که به تذکر یا زحمت افتاده، در حال حرکت است و به حالت مرطوب خود ادامه میدهد، همچنان که آتش میدمد.
طربی در همه دلهاست درین فصل امروزگوییا بر لب عطار شکر میگذرد
هوش مصنوعی: امروز در دل همه شادی و سرور حاکم است، گویی که عطر لطیف گلها در هوا میپیچد و گویای زیبایی و نشاط است.