غزل شمارهٔ ۱۹۷
هوش مصنوعی: این شعر، از عطار نیشابوری، به زیبایی توصیف میکند که چگونه عشق و زیبایی محبوب تأثیر عمیقی بر دل و جان عاشق میگذارد. در هر بیت، اشاره به تیرگی و روشنی، زیبایی چهره و موی محبوب، و تأثیر عشق بر احساسات و روح شاعر است. نمادهایی مانند کمان ابرو، مژگان، زلف، و آتش نشاندهندهی شدت عشق و التهاب درونی شاعر هستند. در نهایت، رنج و درد ناشی از فراق محبوب نیز به تصویر کشیده میشود و اشتیاق عمیق عاشق نسبت به معشوقش را نشان میدهد.
از کمان ابروش چون تیر مژگان بگذردبر دل آید چون ز دل بگذشت از جان بگذرد
هوش مصنوعی: زمانی که کمان ابرویت مانند تیری از مژگان عبور کند، بر دل تاثیر میگذارد و وقتی از دل عبور کند، دیگر از جان نیز خواهد گذشت.
راست اندازی چشمش بین که گر خواهد به حکمناوک مژگان او بر موی مژگان بگذرد
هوش مصنوعی: به دقت به چشمش نگاه کن، چرا که اگر او بخواهد، با تیرگی چشمانش میتواند بر موی مژگانش غلبه کند.
باد وقتی آب را همچون زره داند نمودکز نخست آید بر آن زلف زرهسان بگذرد
هوش مصنوعی: باد هنگامی که آب را مانند زره ببیند، از آن زلفهای زرهمانند که در ابتدا از آن عبور میکند، میگذرد.
در زمان آزاد گردد سرو از بالای خویشگر به پیش قد آن سرو خرامان بگذرد
هوش مصنوعی: اگر قد یک درخت سرو زیبا از کنار او بگذرد، در آن moment، درخت سرو دیگر از بالای خود آزاد و سرسبز خواهد شد.
ماهرویا آفتاب از شرم تو پنهان شودگر ز رویت سایه بر خورشید رخشان بگذرد
هوش مصنوعی: اگر تو لبخند بزنی و روی زیبایت را نشان دهی، حتی خورشید از شرم زیباییات مخفی میشود و نگران میشود که مبادا نورش در کنار نور تو کمرنگ شود.
با توام خون نیزه گردان نیست، دور از روی تونیزه بالا خون ز بالای سرم زان بگذرد
هوش مصنوعی: من با تو هستم، در حالی که خون نیزه و تیر بر زمین میچرخد. دور از چهره تو، نیزههایی که خون را از بالای سرم عبور میدهند، بیمعنا هستند.
تو ز آه من چو گردون فارغ و از هجر توآه خون آلودم از گردون گردان بگذرد
هوش مصنوعی: تو از درد و اندوه من بیخبر هستی و از دوری تو من با اندوهی عمیق و شگفتانگیز دست و پنجه نرم میکنم، همچنان که ایام و روزگار به سرعت میگذرد.
در دل عطار از عشقت چنان آتش فتادکز تف او آتش از بالای کیوان بگذرد
هوش مصنوعی: در دل عطار عشق تو چنان شعلهور شده که آتش او حتی میتواند از آسمانها عبور کند و بالای ستارهها برود.