غزل شمارهٔ ۲۳۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و غم ناشی از آن است. شاعر به زیبایی و جذبه محبوب اشاره میکند و میگوید که بلای عشق او به دلهای بیقرار میرسد و غم او سهم غمگساران خواهد شد. شاعر بیان میکند که هر کسی به یاد محبوب خیال میکند و در جستجوی وصال اوست. همچنین، او از ناتوانی در رسیدن به محبوب و تاثیر زیباییهای او بر دلهای عاشق صحبت میکند. نهایتاً، شاعر به درد و غم عشق اشاره میکند و اظهار میدارد که هیچکس نمیتواند از عشق و جاذبه محبوب خود فرار کند. این شعر موجی از احساسات عمیق و پیچیدهای را در ارتباط با عشق و longing به تصویر میکشد.
هم بلای تو به جان بی قراران میرسدهم غم عشقت نصیب غمگساران میرسد
هوش مصنوعی: همه کسانی که در عشق تو دچار پریشانی و بیقراری هستند، سختیهای تو را تحمل میکنند و همچنین کسانی که در غم دیگران شریکاند، غم عشق تو را هم تجربه میکنند.
ذرهای غم ، از تو چون خواهد؟ ، گدای کوی توکین چنین میراث غم با شهسواران میرسد
هوش مصنوعی: غم کماهمیتی از تو برای کسی که در کوی تو خسته و یاران است، بهعنوان میراثی از غم و اندوه به دیگران منتقل میشود، همانطور که به قهرمانان هم میرسد.
من ندارم زهره خاک پای تو کردن طمعزانکه این دولت به فرق تاجداران میرسد
هوش مصنوعی: من جرأت ندارم که حتی به خاک پای تو نظری بیفکنم، زیرا این مقام و ثروت تنها به کسانی تعلق دارد که تاج و کرسی دارند.
هر کسی از نقش روی تو خیالی میکندپس به بوی وصل تو چون خواستاران میرسد
هوش مصنوعی: هر فردی از زیبایی و چهره تو، تصوری در ذهن میپروراند و به همین دلیل وقتی که به بوی نزدیکی و وصال تو میرسد، مانند کسانی که عاشقانه تو را طلب میکنند، به شوق و اشتیاق میافتد.
هیچ کس را در دمی صورت نبندد تا چرانقش روی تو بدین صورت نگاران میرسد
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند در یک لحظه به راحتی چهره کسی را بپوشاند و مانع از این شود که نقش و زیبایی روی تو به دیگران برسد.
گل مگر لافی زد از خوبی کنون پیش رختعذر خواه از ده زبان چون شرمساران میرسد
هوش مصنوعی: اگر گلی در وصف زیباییاش سخن بگوید، اکنون که در برابر تو ایستادهام باید از هر ده زبان عذرخواهی کنم، مانند افرادی که از شرم به زمین مینگرند.
پیش رویت بلبل ار در پیش میآید شفیعگل عرق کرده ، ز پس ، چون میگساران میرسد
هوش مصنوعی: اگر در برابر تو بلبلی ظاهر شود، او به عنوان شفیع خود را میپوشاند و از پشت، عرق او به خاطر شرابنوشی به چشم میخورد.
دور از روی تو نتواند بروی کس رسیدآنچه از رویت به روی دوستداران میرسد
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به آنچه که از نگاه تو به دل دوستانت میرسد، دست یابد، اگر دور از تو باشد.
زلف شبرنگت چو بر گلگون سواری میکندعالمی فتنه به روی بی قراران میرسد
هوش مصنوعی: زمانی که زلف زیبای تو بر گلهای سرخ میافتد، جهانی پر از فریب و وسوسه بر دلهای بیقرار میتابد و تأثیر میگذارد.
رخ چو گلبرگ بهار از من چرا پوشی به زلفکاشک من دور از تو چون ابر بهاران میرسد
هوش مصنوعی: چرا چهرهات را مانند گلهای بهاری از من میپوشانی؟ موهای زیبای تو، دور از تو مانند باران بهار به من میرسد.
بر خطت چون زار میگریم مکن منعم ازانکاین همه سرسبزی سبزه ز باران میرسد
هوش مصنوعی: بر روی خط تو به حالتی زار و دلتنگی میگریم، نگذار که از شدت درد و رنج دلسرد شده و از تو دور شوم، زیرا این همه زیبایی و سرسبزی به خاطر بارش باران به وجود میآید.
کی رسد آشفتگی از روزگار بوالعجبآنچه از چشمت بدین آشفتهکاران میرسد
هوش مصنوعی: کی میرسد زمانی که از روزگار پر از شگفتی و دنیای عجیب و غریب، جدا و آسوده باشی؟ آنچه که از نگاه تو به این نابسامانیها میرسد، فقط نشاندهنده آشفتگی و ناامیدی است.
دل سپر بفکند از هر غمزهٔ چشم تو بسدر کم از یک چشم زد صد تیرباران میرسد
هوش مصنوعی: دل از هر نگاهی به چشم تو بیدفاع شده است، چرا که با هر بار نگاه تو، مانند بارانی از تیر، صدها احساس و درد به سمت دل من شلیک میشود.
هیچ درمانم نکردی تا که یارم خواندهایجملهٔ درد تو گویی قسم یاران میرسد
هوش مصنوعی: هیچ مراقبتی از من نکردی تا زمانی که محبوبم تو را صدا زد. به نظر میرسد که همهٔ دوستان به سمت تو میآیند.
چون طمع ببریدن از وصلت نشان کافری استلاجرم عطار چون امیدواران میرسد
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر طمع و بهرهبرداری از وصل و نزدیکی به محبوب، دلی را بکند، نشان دهنده کفر اوست. بنابراین، عطار با کسانی که امید دارند، کنار میآید و به آنان میرسد.